غریزه و فطرت انسان

تاریخچه حجاب

لطفاً در مورد تاریخچه حجاب قدری توضیح دهید، حجاب و پوشش از چه تاریخی در بین انسان ها وجود داشته است؟

اصل حجاب و پوشش امری فطری است و با خلقت بشر سرشته است، و یکی از دلایل اساسی آن داستان آدم و حوا می باشد. آن هنگام که از بهشت اخراج شدند و پوشش خود را از دست دادند (عورتشان آشکار شد)، سریع خود را با برگ درختان پوشاندند که این نمونه آشکاری از فطری بودن مسئله حجاب است؛ به نحوی که در قرآن کریم در سوره اعراف آیه 22 آمده است:
«فَلَمّا ذاقَا الشّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا یَخْصِفانِ عَلَیْهِما مِنْ وَرَقِ»[1]؛ «آدم و حوا از آن درخت ممنوعه چشیدند، پوشش خود را از دست دادند و به‌سرعت با برگ درختان بهشتی خود را پوشاندند»[2]

عوامل بى‏ توجّهى به معرفت فطرى

عوامل بى‏توجّهى به معرفت فطرى چيست؟

با دقت در آياتى كه خداشناسى فطرى را مطرح مى‏كنند، به راحتى مى‏توان فهميد
كه چرا برخى در همه حال به فكر خدا نيستند و يا بعضى به كلى منكر او هستند؟! به اجمال مى‏توان موارد ذيل را براساس آيات قرآن، موانع بى‏توجهى به معرفت فطرى قلمداد كرد:
1. نسيان:
«وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ» «1»

فطرت و غريزه و عقل

فرق فطرت انسان با غريزه چيست؟ عقل اين وسط چكاره است!؟

فطرت سرشت و ساختار تكويني و خلقتي روح انسان است كه زمينه رشد و هدايت را در او فراهم مي كند. به عبارت ديگر« فطرت عبارت است از نوعى هدايت تكوينى انسان در دو قلمرو شناخت و احساس‏»، فطريات مربوط به ادراك و شناخت، اصول تفكر بشر بشمار مى‏روند، و فطريات مربوط به تمايل و احساس پايه هاى تعالى اخلاقى انسان قلمداد مى‏گردند و همه اين ها از ويژگي ها و خصائص روح انساني اند.

تفاوت وجدان و فطرت

تفاوت فطرت با وجدان در چيست؟


براي پاسخ بهتر به اين سوال ما ابتدا در قالب سه مقدمه توضيحاتي در مورد فطرت، عقل عملي و وجدان مي‌دهيم سپس در پايان جمع بندي نموده و رابطه فطرت و وجدان را بيان مي‌کنيم.
الف - فطرت
فطرت از ماده «فطر» در لغت به معناي شكافتن تاج العروس 13/325)گشودن شي ء و ابراز آن (معجم مقائيس اللغه 4/510) ابتدا و اختراع (صحاح جوهري 2/781)

عقل و شهوت در انسانها

آيا تمام نوزادارن در هنگام تولد نيروي عقل و شهوت يکساني دارند بعبارت ديگر عقل مطبوع همه انسانها يکسان است در ابتدا يا خير؟

انسان داراي عقل فطري و غريزه‏اي است که به وسيله آن از حيوانات جدا مي‏شود و براي دريافت علوم و فنون آماده مي‏گردد. در حقيقت، اين عقل غريزي فصل مميز انسان از حيوان است. عقل در اين معني در همه انسانها است و انسانها در جهت داشتن اين معني تفاوتي باهم ندارند و از اين جهت، فرقي بين کودن و تيز هوش نيست، چنانكه فرقي خواب و بيهوش و غافل نيست. هر انساني صاحب اين غريزه است. پس عقل غريزه‏اي که مشترك در همه انسانها است انسان را از حيوان جدا مي‏كند و انسان را براي كسب علوم و معارف و صنايع آماده مي‏كند و در هر انساني يافت مي‏شود.