عالم ذر

عالم ذر

اينکه مي گويند عالم ديگري قبل از اين دنيا بوده و يا اينکه مي گويند قبل از آفرينش زمين و آسمانها خداوند نور پيامبر(ص) و ائمه(ع) را آفريد يا اينکه مي گويند خداوند جهان آفرينش را به خاطر ائمه(ع) و پيامبر(ص) آفريده، خلاف عدل و اصل اختيار براي ساير انسانها نيست؟(پس فلسفه وجود ما در اين دنيا چيست؟)

نخست بايد دانست که ساختار جهان و نظام مندي دنيا مي طلبد که سلسله مراتب وجود داشته باشد و براي هدايت بشر، خداوند متعال به برخي افراد مسئوليت بدهد. بديهي است در برابر اين مسئوليت و خوب انجام گرفتن آن لازم است امکانات ويژه اي نيز در اختيار آنان قرار داده شود و چه بسا از ويژگي هايي در آفرينش بهره مند باشند. البته لياقت و قابليت و اختيار آنان آن گاه آشکار مي شود که اين امکانات موهبتي الهي را به خوبي نگهداري کنند و بيشترين تلاش را در جهت ارتقاي آن انجام دهند.

روز الست

تعبير روز الست در ادبيات ما يعنى چه‏؟

در معارف اسلامي اصطلاحي به نام «روز الست» وجود دارد كه در آن روز خداوند از همه بني‏آدم بر توحيد پيمان گرفته است أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلي؛ (7:172) ؛(اعراف، آيه 172). برخي از مفسران و متفكران، روز الست را حكايتي از فطرت آدمي دانسته‏اند. يعني انسان در سرشت خويش، موحّد و خداگراست. اقبال همين مضمون را در بيت «هزاران سال با فطرت نشستم» بيان كرده است.

فلسفه عالم ذر

اصولا فلسفه عالم ذر چيست؟ آيا مطالبي گوناگوني که در مورد آن بيان مي دارند، صحيح است؟ اگر منابعي در اين زمينه مي شناسيد لطفا معرفي نمائيد.

در مورد «عالم ذر» در ميان دانشمندان، مفسران، متكلمان و ارباب حديث، گفت و گوهاى زيادى واقع شده است، و اين نشانگر پيچيدگى موضوع (عالم ذر) مى‏باشد.

زمان درعالم ذر

آيا در عالم ذر زمان وجود داشته است ؟

در توضيح اين مطلب علامه طباطبائي مي فرمايند : عالم ذر روح اين عالم است كه آن را عالم غيب نيز مي گويند ...هر موجودي دو وجه دارد وجه الي الله كه زمان و تدريج در آن راه ندارد و وجه بغيره كه در آن تدريج و زمان ( با مقايسه موجودات به يكديگر ) راه دارد خداوند متعال مي فرمايد :
انما امره اذا اراد شيئاً ان يقول له كن فيكون ( يس 82)

عالم ذر وآفرينش مرد و زن

مي خواستم بدانم چه اتفاقي در عالم ذر افتاد كه عده اي زن به دنيا آمدند عده اي مرد؟


ادله عالم ذر مثل آيه ميثاق، دلالت بر عهد و ميثاق مي كند ,به اين مضمون كه خدا از بشر پيمان گرفته و بشر به خدا ميثاق سپرده تاموحد بوده و مطيع خدا باشد و غير خدا را پرستش نكرده و شيطان را عبادت نكند. اين ميثاق و عهدگيري چون از تمام انسان هاست, پس همه انسان ها سابقه گرايش به حق در نهان آنهاوجود دارد وگرنه اخذ تعهد تكويني و بستن پيمان روا نبود.