هدف از آفرينش جهان

فلسفه آفرينش

علت آفرينش چيست؟ اگر كتابي با چنين اسمي موجود است معرفي نماييد.

در مورد شناخت هدف آفرينش، در قالب يک مقدمه و چند نکته و تذکر، به گفتگو مي نشينيم
الف) مقدمه

پنج تن ال عبا ، فلسفه آفرينش جهان

آيا همان طور كه در يكي از ادعيه مي خوانيم آفرينش جهان به خاطر پنج تن است پس خداوند ما را براي چه آفريد؟

در اين باره، يكى از سه معناى زيرشايان توجه است :

هدف از آفرينش جهان هستي

هدف از آفرينش جهان هستي چيست؟


براى روشن شدن اين مسئله، بايد به مطالب زير توجه كرد:
يكم. هدف انسان در كارهايش، رسيدن به كمال يا رفع نقص است؛ براى مثال غذا مى‏خورد تا رفع گرسنگى و نياز بدن كند؛ لباس مى‏پوشد تا خود را از سرما و گرما حفظ كند؛ ازدواج مى‏كند براى ارضاى نيازى كه در اين باره احساس مى‏نمايد. عبادت مى‏كند تا به كمال نهايى و قرب الهى برسد و خدمت به خلق خدا مى‏كند، تا كمالات عالى را كسب كند. اما خداوند، هيچ نقصى ندارد تا با افعالش، آن را برطرف سازد و كمالى را فاقد نيست، تا براى رسيدن به آن بكوشد.
دوم.

فلسفه سئوال کردن از هدف آفرينش

چرا انسان از راز خلقت و هدف زندگى مى‏پرسد؟ دانستن اين مسئله چه گرهى از كار آدمى مى‏گشايد؟

پرسش از راز آفرينش و هدف زندگى، ريشه در اعماق فطرت و جان آدمى دارد؛ از اين رو از بنيادى‏ترين، ديرين‏ترين و پاياترين پرسش‏هاى آدمى است. هر يك از ما از خود مى‏پرسيم: از كجا آمده‏ايم؟ آمدنمان بهر چه بود؟ به كجا مى‏رويم؟ چه سرنوشتى فراروى ما قرار دارد؟

فلسفه آفرينش انسان و جهان

اگر خدا جهان و انسان و يا مرا نمى‏آفريد، چه مى‏شد؟

در ابتدا تذكر اين نكته را به عنوان مقدمه خاطر نشان مى‏سازيم كه: «آفرينش» نعمتى است كه از الطاف الهى سرچشمه گرفته و اگر چيزى كه امكان و شايستگى آفرينش و به وجود آمدن داشت اما آفريده نمى شد آن وقت جاى انتقاد بود. زيرا با نگاه عقل و فطرت به خوبى آشكار مى‏شود؛ كه هميشه «بودن» و «داشتن» بهتر از «نبودن» و «نداشتن» است. اينك هر يك از سه وجه مورد سؤال را جداگانه و به اختصار مورد بررسى قرار مى‏دهيم:
يكم. آفرينش جهان، لازمه كمال و فياضيت مطلق الهى است و خوددارى از آفرينش، بخل و منع فيض است و چنين چيزى از ساحت قدس ربوبى به دور است.
دوم.