جهان شناسی

آغاز خلقت

آغاز خلقت از چه زماني بوده و آيا خدا يک باره تصميم به خلقت انسان گرفت؟

بر اساس نظريه برخي فلاسفه مانند ملاصدرا حدوث جهان ذاتى است، نه زمانى؛ يعنى، جهان واجب‏الوجود بالذات نيست و از همين رو نيازمند آفريننده است؛ ليكن لازمه مخلوق بودن هستى، آفرينش در زمان و مسبوق بودن به عدم زمانى نيست؛ زيرازمان از لوازم ماده است و پيش از خلقت ماده، زمانى نبوده است تا براى جهان آغازى در زمان فرض كنيم و سپس سؤال كنيم كه خداوند در چه زماني جهان را آفريده است. از طرف ديگر نحوه اراده الهي مانند ما نيست که در لحظه اي چيزي اراده کند و لحظه اي ديگر جزء ديگر. خداوند به يک اراده نخستين همه هستي از جمله انسان را با همه لوازم و قوانين آن آفريده است.

زندگي در كرات

آيا در ديگر کرات موجوداتی زندگی می کنند که مانند انسان قوه تعقل و اختيار داشته باشند؟

در برخى از روايات آمده كه غير از منظومه شمسى، منظومه‏هاى ديگرى هست كه در برخى از كرات آنها، موجودات زنده‏اى وجود دارند. ظاهر برخى از آيات قرآن نيز چنين است؛ مثلاً در آيه 29 سوره «شورى» مى‏فرمايد:« و من آياته خلق السموات و الارض و ما بث فيهما من دابة »: و از نشانه‏هاى او است آفرينش آسمان‏ها و زمين و آنچه از جنبندگان در آن دو پراكنده ساخته است . چنان كه مشاهده مى‏شود، در اين آيه يكى از نشانه‏هاى خداوند، آفرينش و پراكندن جانداران در زمين و آسمان‏ها قلمداد شده است.
براى آگاهى بيشتر ر.ك: «قرآن، تورات، انجيل و علم»، دكتر موريس بوكاى، ترجمه: مهندس ذبيح اللّه‏ دبير

بي‏نهايت بودن مقدار ماده

آيا اين امكان وجود دارد كه در جهان مقدار مادّه بي نهايت باشد؟ (توضيح اينكه اگر ماده موجود در جهان بي نهايت باشد لزومي ندارد كه همه فضا را اشغال كند. اگر حتي در هر متر مكعب يك اتم وجود داشته باشد و اين روال تا بي نهايت ادامه پيدا كند مقدار ماده بي نهايت خواهد بود.)

ماده دو اصطلاح عمده و اصلي دارد كه از آنها اصطلاحات ديگري نيز براي ماده ساخته شده است. اصطلاح ماده در فلسفه به معني جوهري است كه قابل همه صور جسماني است. اين جوهر، حقيقتي عقلي بوده و با حس قابل درك نيست. حقيقت اين ماده ،« قابليت صرف بودن» است كه هيچ فعليتي جز همين قابل صرف بودن ندارد. از اين ماده به ماده اولي، هيولاي اولي، قوه محضه، قوه نامتعيّن و قوه جوهري نيز تعبير مي شود. حكماي اسلامي معتقند كه ماده به اين معني يكي بيش نيست ؛ يعني« ماده اولي» واحد شخصی بوده و از حيث زماني نيز قديم زماني است. يعني زماني نبود كه ماده اولي نباشد در عين حال ماده اولي حادث ذاتي و معلول است.

اولين موجود خلق شده

اولين موجودي که خدا خلق کرد چه کسي بود؟ اولين مکاني که خدا خلق کرد کجا بود؟ اصولا قبل از اينکه کسي يا چيزي يا مکاني خلق نشده بود اوضاع به چه شکلي بود؟ اگر بگوييم سياهي و ظلمت بود خب آن تاريکي از کجا بود اگر روشنايي و سفيدي آن از کجا بود اگر هيچي نبود خود آن هيچي از کجا بود؟ فقط خدا بود و خدا بود کجا بود؟

خداوند قديم ذاتى است، به اين معنا كه «هستى عين ذات اوست و در وجود خود به هيچ چيز نياز ندارد». و جهان بر اساس ديدگاه فلاسفه قديم زمانى است؛ يعنى، مسبوق به عدم زمانى نيست، ولى حدوث ذاتى دارد، به اين معنا كه چون در ذات خود ممكن الوجود است، نيازمند آفريننده و هستى بخش مى‏باشد و خداوند آن را از ازل آفريده است.بنابراين مانعى ندارد كه خدا و جهان هر دو ازلى باشند؛ ليكن خداوند ازلى ذاتى و ناوابسته به ديگرى است، اما جهان ازلى زمانى و وابسته و متعلق به وجود خداست.

محدوديت جهان ماده

آيا از منظر مادي انتها و پاياني از نظر فيزيکي(مسافت) در جهان هستي وجود دارد؟ از نگاه دين چطور؟

از نظر مادي و فيزيکي جهان را نهايتي نيست و امري نامحدود است ؛ خواه شما به سوي کوچکترين اجزا حرکت کنيد و سعني نماييد تا جسم را تجزيه و تقسيم نماييد - از آن رو که جسم است و بعد و طول وعرض دارد قابل تقسيم به دو بخش است - و خواه شما به سمت دورترين مکانها حرکت کنيد چراکه براساس فيزيک انيشتن شما با حرکت به سوي جلو در واقع مکان و فضا را ايجاد مي کنيد مثلا اگر شما بر بام دنيا و آخرين نقطه جهان بايستيد آنگاه که دستتان به آن سو دراز کنيد مکان و فضا را ايجاد کرده ايد چون مکان همان امري است که جسم را در بر مي گيرد.