جهان شناسی

حقيقت عالم

آيا نماد نهايي جهان مادي است يا مجرد از ماده يا اين که هر دو آنهاست؟ و اگر چنين است، جنبه ماده جهان اصيلتر است يا جنبه مجرد آن؟ آيا مجرد مخلوق ماده است يا ماده مخلوق مجرد؟


حقیقت عالم نه مجرّد است نه مادّی بلکه حقیقت عالم، وجود است یا به تعبیری اسم اعظم خداست. مجرّد و مادّی از اقسام ماهیّت می باشند ؛ و ماهیّت وجود نیست ؛ بلکه می تواند وجود را بپذیرد و موجود شود یا نپذیرد و معدوم گردد. لذا خداوند متعال فرمود: « كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُون‏ ـــ هر چیزی فانی شونده است مگر وجه الله ؛ حاكميت تنها از آن اوست؛ و همه بسوى او بازگردانده مى شويد» (القصص:88)
اوّل حقیقتی که از ذات باری تعالی صادر گشت و صادر اوّل نامیده شد ، حقیقتی است نامحدود که از چیستی و چگونگی منزّه می باشد.

جهان بي‏نهايت

ذات اقدس حق تعالي حد و مرز ندارد، بي نهايت است،‌ لذا جهان هستي كه مخلوق و فيض لطف حق است، به تبع، بي نهايت است، آيا امكان دارد تصوير روشن و قابل دركي از جهان بي نهايت! جهاني كه به هيچ حدي، محدود او به هيج قيدي، مقيد نيست! براي بنده و امثال بنده، ارائه بفرمائيد.

اولا لازم به توجه است که کلمه «بي نهايت» و «نامحدود» به يک معني نيستنداگر چه گاه مسامحةً به جای هم استعمال می شوند. مراد از حد شيء، ما به الامتياز شيء از ديگر اشياء است. به عبارت ديگر حد يک شيء عبارت از آن چيزي است که به واسطه آن چيز، اين شيء از اشياء ديگر بازشناخته مي شود. اين معني از حد، اعم از حد اصطلاحي در منطق و فلسفه است که به معني ماهيت شيء است. اما کلمه «نهايت و بی نهایت» در ماهيات بکار مي روند؛ گاه به معني حد ماهوي و گاه به معني انتها و آخر. مثلا وقتي گفته مي شود عدد بي نهايت است مقصود این است که عدد آخر ندارد ؛ نه اينکه عدد حد ندارد.

نظم جهان

با اين علم محدود چگونه جهان نامحدود را منظم بدانيم؟

1501022252501241701521901071841571173793223154.jpg
اگر مراد از جهان، عالم ماده است معلوم نيست كه عالم ماده نامحدود باشد، اگر مراد از نامحدود بودن، نامحدود بودن حقيقي- طبق اصطلاح فلسفي آن- است يقينا عالم ماده، بلكه كل عالم- اعم از عالم ماده و عالم مثال و عالم عقول- محدودند. چون هر مخلوقي ممكن الوجود است و امكان از لوازم ماهيت است و ماهيت، حد وجود است.

نهایت خلقت

آيا پس از قيامت خلقت خداوند پايان مي يابد؟

- الف ) اينكه خداوند جهان ديگري خواهد آفريد يانه ، دليل خاصي وجود ندارد .
ب ) بايد توجه داشت كه حتي نظام موجود هرآينه در حال آفرينش است ؛ زيرا جان هستي معلول است و در حكمت متعاليه ثابت شده است كه معلول چيزي جز كار و فعل و ايجاد فاعل نيست و هر گاه فاعل از خلق و ايجاد دست بكشد ديگر فعلي نيست و جهاني وجود ندارد .بنابراين هستي در حال آفرينش مداوم است و خداوند همواره در كار خلق و ايجاد ( كل يوم هو في شان ) . براي آگاهي بيشتر رجوع كنيد به : 1- اصول فلسفه و روش رياليسم ، ج 3، مقاله نهم شهيد مطهري و علامه طباطبايي 2-آموزش فلسفه ، ج 2آيت الله مصباح يزدي