خدا شناسی

تفاوت در خلقت

چرا خداوند همه انسان‌ها را همانند پیامبر اکرم یا امیرالمؤمنین نیافریده است؟ چرا همه انسان‌ها را در یک مرتبه نیافریده؟

نخست باید دانست؛ تنوع موجودات نشانه نظام‌مندی جهان می‌باشد و جلوه‌ای از زیبایی‌های آفرینش است. چنان‌که با گونه‌های متنوع گیاهان و حیوانات انواع نیازها تأمین می‌شود و با مسئولیت‌های مختلف اجتماعی تقسیم می‌شود، به گونه‌ای اگر همه گیاهان از یک نوع و یا همه حیوانات از یک‌گونه و یا همه انسان‌ها با بهره هوشی مساوی و علاقه یکسان آفریده می‌شوند، تأمین انواع نیازها و تقسیم مسئولیت‌ها اختلال می‌یافت و نظم و زیبایی معنا پیدا نمی‌کرد. از این رو حکما معتقدند که نظام موجود، نظام احسن است.

روح خدا و جهنم!

آیا خدا از روحش در ما دمیده است یا این کنایه است؟ اگر روح خدا در انسان دمیده شده باشد و به جهنم وارد شود آیا درسته که روح خدا عذاب می‌بیند؟!

نخست باید دانست؛ محال است دارنده‌ی روح خدا، اهل جهنّم باشد. بلکه انسان اهل جهنّم فقط ظاهر انسانی داشته است؛ امّا از نظر روحی، <کالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ>؛ «همانند چهارپایان و بلکه پست‌تر بوده‌اند».

مادى نبودن خدا

چطور مى توان عدم ماديت خدا را اثبات كرد؟

موجود مادى چيزى است كه به نحوى قابل لمس و احساس باشد و جايى را پر كند؛ مانند خورشيد، درخت، هوا، نور و... . خدا مادى نيست؛ چون ماده محدود است و هر چه بزرگ باشد، باز هم پايان پذير است. وسعت عظيم ترين كهكشان ها، سرانجام انتهايى دارد و بزرگ تر از آن را هم مى توان تصور كرد. اما خداوند محدود نيست؛ بلكه كمال مطلق و بى نهايت است؛ و گرنه در او نقص و  احتياج راه پيدا مى كند.

يكتاپرستى

در مورد قبول كردن اصول دين، آيا مراتب توحيد را هم بايد خود انسان دريابد يا بايد آن را به صورت كلى بپذيرد و مراتب آن و جهان بينى توحيدى را از روى آيات قرآن قبول كند؟

از ديدگاه قرآن، تا يك حدّ خاص بايد توحيد را پذيرفت تا يكتا پرستى بر آدمى صادق باشد، ولى از آن به بعد شرط لازم نيست؛ هر چند رسيدن به آنها و دريافت آنها، بسيار خوب و مطلوب است. حدى كه دريافت و درك آن براى يكتا پرست بودن ضرورى است، عبارت است از اينكه آدمى:
1. واجب الوجود را منحصر به خداوند بداند؛
2. تنها او را خالق و آفريدگار بشناسد؛
3. معتقد باشد همان گونه كه جهان در آفرينش نيازى به غير خداوند ندارد، تدبير و اداره و ربوبيّت تكوينى جهان نيز منحصر به او است؛
4. بداند جز خدا حق فرمان دادن و قانون وضع كردن را ندارد؛

مادى نبودن خدا

چطور مى توان عدم ماديت خدا را اثبات كرد؟

موجود مادى چيزى است كه به نحوى قابل لمس و احساس باشد و جايى را پر كند؛ مانند خورشيد، درخت، هوا، نور و... . خدا مادى نيست؛ چون ماده محدود است و هر چه بزرگ باشد، باز هم پايان پذير است. وسعت عظيم ترين كهكشان ها، سرانجام انتهايى دارد و بزرگ تر از آن را هم مى توان تصور كرد. اما خداوند محدود نيست؛ بلكه كمال مطلق و بى نهايت است؛ و گرنه در او نقص و  احتياج راه پيدا مى كند.