اسماء و صفات الهی

دعا و حکمت خدا

وقتي يك دعا برآورده نمي شود چه طور بفهميم كه حكمت است و يا اين كه براي بدست آوردن آن بايد بيشتر دعا كنيم و يا اين كه اين دعا به صلاح ما نيست يعني موجب سعادت ما نمي شود و مشكلات جديدي براي ما به همراه دارد و ... موارد بالا را با توجه به دعايمان چطور تشخيص دهيم؟ (و اين عمل براي من تبديل به يك مشكل بزرگ شده)
گفتني است؛ دعا، به دو زبان «حال» و «قال» و به عبارتي به دو روش «زباني» و «كاري» انجام پذير است. نكته دوم؛ از نشانه هاي ايمان، تسليم و رضايت نسبت به وضعيت موجود و تلاش مجدد و اصرار در دعا براي رسيدن به وضعيت مطلوب است. بنابراين اگر مورد درخواست ما معقول و مشروع است؛ نبايد از ادامه تلاش و دعا دست بكشيم. بلكه بايد وضعيت موجود را به مصلحت خود بدانيم. زيرا چه بسا مستجاب نشدن دعاي ما چه بسا براي زياد شدن تجربه ما و يا فراهم شدن زمينه هاي بهتر و يا... باشد.

اسماي الهي و انجام امور

خدا‎ كارها‎ و امور‎ را‎ با‎ اسماء‎ خود انجام‎ مي‎ دهد‎، يعني‎ چه؟ لطفا توضيحي‎ فرماييد‎.


جمله ای که حضرت عالی به آن اشاره کرده اید ، به انحاء گوناگون در کتب عرفان نظری و فلسفی مطرح شده است ؛ که قبل از ورود به جواب ، برخی از این عبارات ، همراه با ترجمه آنها ذکر می شود. و سعی می شود تا جواب سوال حضرت عالی ، در راستای همین عبارات ، ولی به زبانی ساده تر ارائه گردد.

ازلى و ابدى بودن خدا

ابدى بودن واجب الوجود، چگونه اثبات مى‏شود؟ آيا واجب الوجود، مى‏تواند خود را معدوم كند؟- واجب‏الوجود- ازليت واجب‏الوجود

صفات واجب الوجود
از مفهوم «واجب الوجود»، ازلى و ابدى بودن و در يك كلام سرمدى بودن خداوند اثبات مى‏شود؛ زيرا واجب الوجود- كه وجود برايش ضرورى است- نيازى به علت ندارد و او علت براى وجود ممكنات است. از اينجا دو صفت براى واجب الوجود اثبات مى‏شود:
يكم. «بى‏نيازى» او از هر موجود ديگرى؛ زيرا اگر كمترين نيازى به موجود ديگرى داشته باشد، آن موجود ديگر، علت او خواهد بود و در جاى خود تبيين شده كه معناى علت همين است كه موجود ديگرى، نيازمند به او باشد.
دوّم. موجودات ممكن الوجود، معلول و نيازمند به اويند و او نخستين علت، براى پيدايش آنها است.

نام‏هاى خدا

چرا در قرآن براى خواندن خدا صفت مذكر آمده است؟ مگر خدا داراى جنسيت است؟ ما در اينجا يك نوع برترى براى مردها مى‏بينيم. لطفاً توضيح دهيد.

در اين باره بايد دانست؛ خداوند جنس ندارد لذا نه مذكر است و نه مونث و نه چيز ديگرى شبيه به اين موارد.
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ «2»؛ «چيزى مانند او نيست».
اما از آنجا كه قرآن مجيد به زبان عربى نازل شده است؛ مى‏بايستى قواعد زبان عرب در آن رعايت گردد.
در زبان عرب نام‏هاى خداوند متعال مانند: «اللّه و رحمان»، مذكر لفظى است.

مادى نبودن خدا

چطور مى‏توان عدم ماديت خدا را اثبات كرد؟

موجود مادى چيزى است كه به نحوى قابل لمس و احساس باشد و جايى را پر كند؛ مانند خورشيد، درخت، هوا، نور و .... خدا مادى نيست؛ چون ماده محدود است و هر چه بزرگ باشد، باز هم پايان‏پذير است. وسعت عظيم‏ترين كهكشان‏ها، سرانجام انتهايى دارد و بزرگ‏تر از آن را هم مى‏توان تصور كرد. اما خداوند محدود نيست؛ بلكه كمال مطلق و بى‏نهايت است؛ و گرنه در او نقص و احتياج راه پيدا مى‏كند.
همچنين ماده مركب است؛ يعنى، از ذرات، اجزا، عناصر و اتم‏هايى تركيب شده است و اين اجزا قابل تفكيك و تقسيم است و هر مركب به اجزاى آن و به اين تركيب نيازمند مى‏باشد و هر جزئى، از ديگر اجزاء بر كنار است.