براهین اثبات خدا شناسی

اثبات وجود خدا

براي کسي که مسلمان نيست يا قبل از اسلام زندگي مي کرده اگر بخواهد در اديان تحقيق کند چگونه به نفي عقلاني تجسم خدا که در تورات تحريف شده آمده پي ببرد و چگونه به نفي عقلاني اعمال زشت که به خدا و حضرت موسي و ساير پيغمبران بني اسرائيل نسبت داده شده پي ببرد. تأکيد مي کنم که نه از راه اسلام و قرآن و روايات بلکه از راه عقل براي کسي که مسلمان نيست يا قبل از اسلام مي زيسته است اين اثبات چگونه انجام مي شود؟


قبل از ورود در چنین تحقیقی ابتدا باید فارغ از هر دین و مذهبی و در فضایی کاملاً آزاد و عقلانی با روش عقلی تصوّری درست از خدا به دست آورده و وجود خارجی آن را با برهان عقلی به اثبات رساند ؛ آنگاه در پرتو این تصوّر صحیح و برهان عقلی ، اعتقادات پیروان ادیان گوناگون درباره خدا را مورد پژوهش قرار داد. بر این اساس ، در این نوشته ، ابتدا تصویری صحیح و عقلانی از خدا ارائه می شود ؛ و در ادامه دلایلی برای اثبات وجود چنین خدایی مطرح می شود ؛ و در خاتمه به دلایل بطلان اعتقاد به جسمانیّت خدا و نسبت دادن افعال زشت به حضرت احدیّت اشاره می شود.
1.

واجب الوجود خدا

اين برهان واجب الوجود را بر اساس دلايلي ثابت کرده اند شما اين که ميگن خدا واجب الوجود است بر اساس چه اصولي و دلايلي مي گين اون دلايل رو بگين منم ديگر دچار مشکل نشوم طبق اونها واجب الوجود اثبات کنم؟


پاسخ اين سؤال را ضمن چند بند ارائه مي دهيم:
1- هر مفهومي که تصور کنيد از نظر عقلي در مقايسه با وجود از سه حالت خارج نيست يا وجود آن در خارج محال است يا وجود آن ضروري است و يا وجود براي آن ممکن است. اولي، ممتنع الوجود و به دومي واجب الوجود و به سومي ممکن الوجود مي گوييم. بنابراين، واجب الوجود آن است که وجودش ضروري است و هيچ گاه معدوم نبوده و نخواهد بود. چون عدم براي آن محال است. ممتنع الوجود، آن است که وجود و تحقق آن محال است. مانند اجتماع نقيضين. ممکن الوجود، آن است که نه وجودش ضروري است و نه عدمش مي تواند در خارج موجود شود يا نشود و في حد ذاته اقتضايي براي وجود ندارد.

نقد برهان نظم توسط هیوم

انتقادات ديود هيوم بر برهان نظم چيست؟

خلاصه نظریات هیوم در نقد برهان نظم
الف . برهان نظم یک برهان تعقلی محض براساس بدیهیات اولیه نیست، برهانی تجربی است و مولود تجربه طبیعت است و باید واجد شرایط براهین‏ تجربی باشد.

ب . این برهان مدعی است که از تجارب ممتد درباره طبیعت، شباهت‏ کامل میان طبیعت و میان مصنوعات انسان از قبیل ماشین و کشتی و خانه به‏ دست می‏آید و روشن می‏گردد که جهان از نظر رابطه اجزایش با یکدیگر و از نظر تطابق میان ساختمان جهان و آثار و نتایجی که بر آن مترتب می‏شود، عینا مانند یک ماشین بزرگ است.
ج .

اثبات خدا

ما خدا را قبول کرديم اما اين را به خودمان ثابت نکرديم چون در کشور اسلامي زندگي مي کنيم من به چند کتاب مراجعه کردم اما هر کس به زبان خود مي نوشت و من سرگردان مي شدم، اگر ممکنه به زبان ساده اين را براي من جواب دهيد. البته قبول دارم خدا هست اما مي خواهم عقلا به خود ثابت کنم. من به شدت به جواب ارضا دهنده نياز دارم.

در اين جا برهان وجوب و امكان به اختصار تقديم مي شود. در صورتي كه اشكال و ابهامي باقي ماند در ارتباط بعدي به صورت دقيق و جزئي بنويسيد تا توضيح داده شود.
برهان وجوب و امكان The Argument from Contingency
يكى از براهين پرآوازه و استوار فلسفى بر وجود خدا برهان وجوب و امكان است. اين برهان از حكيمان مسلمان برآمد و در ميان آنان باليد، سپس به فلسفه غرب راه يافت و سومين دليل از براهين پنجگانه كيهانشناختى شد كه »توماس آكويناس«(1) در »خلاصة الكلام«(2) گردآورده است.
گفته شده است مبتكر اين برهان فيلسوف نام‏آور و مدقق كم‏نظير ابونصر فارابى است. سپس وارد آثار ابن سينا گرديد.

دلیل قانع کننده بر اثبات خدا

شما از كدامين دليل به خداوند متعال رسيده و آن دليل شما را آرام و قانع نموده است؟

اين كه ما از چه راهي به خدا رسيده و اطمينان يافته ايم يك مساله است و اين كه دلايل وجود خدا چيست و كدام يك برتر است مساله ديگري است.عمده ترين چيزي كه ما و بيشتر انسانها را به سوي خدا سوق مي دهد شعور فطري و سائقه غريزي ماست . يعني همه ما ذاتا داراي نوعي خدا آگاهي و گرايش و تمايل به سوي او هستيم . بنا بر اين خدا هم در كنه ادراكات و شناختهاي ما حضور دارد و از عمق جان او را مي شناسيم و هم در عرصه عواطف و گرايشات ما جايگاه رفيعي دارد و از سويداي دل او را خواهانيم . ام افزون بر آن دلايل بيشواري نيز در رابطه با اثبات وجود او هست كه امتيازات هريك بر ديگي نسبي است .