راه های ارتباط با خدا

پرستش و نیایش

لطفا نيايش و ستايش و پرستش را شرح دهيد.. و با مثال بگوييد اگربرای دیگری چنین كاري انجام دهيم به معني ان است كه براي خدا شريك قائل شديم؟

2001.jpgنيايش يعني دعا و طلب حاجت؛ يعني اظهار نياز كردن به شكل دعا. احتمالاً اصل آن، نيازش بوده است كه به مرور زمان، تبديل به نيايش شده است. ـ ستايش يعني ستودن، يعني مدح نمودن، يعني تحسين كردن، يعني خوبي ها و زيبايي هاي كسي يا چيزي را ذكر كردن. ـ پرستش يعني در خدمت بودن از روي محبّت، اظهار بردگي و بندگي از روي ميل و رغبت، نمودار كردن حالت شيفتگي و سرسپردگي نسبت كسي يا چيزي. بر اين اساس، اگر كسي شيفته و بنده ي مال يا مقام يا شهوت يا ...

مراحل خداشناسي

لطفا بفرمائيد قدم هاي اوليه خداشناسي چيست؟

روش شناخت خداوند:

ما براي شناخت خداي متعال سه راه در پيش روي خود داريم كه به صورت مرحله اي طي مي شوند.

مرحله اول شناخت او با آيات آفاقي و انفسي است. اين همان راه شناخت خداوند از طريق نشانه هاي او در طبيعت و روش تجربي است و لازم است كه انسان در ابتداي راه شناخت از طريق شناخت طبيعت و نشانه هاي تكويني و و همچنين مطالعه آيات تدويني قرآن كريم به معرفت خداي متعال دست يابد.

البته شناخت خداوند منان با آيات انفسي مفيدتر است (من عرف نفسه فقد عرف ربه) چون معمولاً با اصلاح صفات و اعمال نفس همراه است.

شناخت خدا

مي خوام بيشتر با خدا آشنا بشم چه کار کنم؟

آشنا شدن با خداوند به دو صورت نظري و عملي ميسر است كه در قالب سير و سلوك الي الله عرضه و معرفي مي شود. مي دانيد كه هدف دين بيان روش و هدايت انسان در مسير قرب الهي است و اين موضوع به گستره تمامي آموزه هاي ديني است ، بنابر اين امكان اين كه بخواهيم تمامي جزئيات برنامه سير و سلوك به سوي خداي تعالي را شرح دهيم، واقعا نيست، آنچه در ذيل، به عنوان پاسخ، خدمت شما ارسال مي شود، خلاصه و بيان كلي راه آشنايي با خداوند است، آشنايي با جزئيات راه را بايد در طي مطالعات فراوان و توسط اساتيد اخلاق و عرفان بيابيد. ما به سهم خود مي كوشيم تا در اين زمينه تا حدودي راه گشا باشيم.

نااميدى انسان و هدايت خدا

بخشش و غفران الهى به خواست خدا و همه چيز در يد قدرت او است. اگر او بخواهد، ما را مى‏بخشد و اگر نخواهد ما را به راه فساد مى‏كشاند!؟ همچنين افراد بسيارى پس از سال‏ها عبادت و تحمّل رنج و سختى، به يكباره از راه حق منحرف شده‏اند و يا برعكس، آيا اين ديدگاه يك نااميدى را در انسان زنده نمى‏كند!؟

فهم اين مطلب، مبتنى بر شناخت دقيق اقسام هدايت و ضلالت، شرايط هر يك و گونه‏هاى تعلق مشيت و اراده حكيمانه الهى است.
اقسام هدايت در قرآن‏
در قرآن مجيد از چهار نوع هدايت سخن رفته است:
1. هدايت تكوينى عام؛ آن همان نظام و مكانيسمى است كه خداوند موجودات را طبق آن آفريده است؛ به طورى كه تمام هستى هماهنگ و منسجم به سوى غايتى در حركت و تكاپويند: «رَبُّنَا الَّذِى أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏» «2»
؛

(1). تفسير تسنيم، ج 2، صص 246- 250.
(2). طه (20)، آيه 50.

چگونگی عشق ورزیدن به خدا

من قبلا اهل نماز خواندن نبودم و کارهاي اشتباه زيادي انجام مي دادم. اما يکباره با صحبتي که با چند تن از دوستانم کردم به خود آمدم و سعي کردم که گناهانم را کنار بگذارم و نماز خواندن را شروع کنم. در ابتدا همه چيز خيلي خوب بود من از هر کار ثوابي که انجام مي دادم لذت مي بردم و درک مي کردم که براي چه اين کار را انجام مي دهم و در تمام کارها خدا را احساس مي کردم. محبت و عشق به خدا را در دل خود حس مي کردم و به همين دليل چنان لذتي از کارهاي خوبم مي بردم که حاضر نبودم با هيچ کاري آن را عوض کنم. اما مدتي پيش تمام اين لذت ها از من گرفته شد احساس مي کنم که محبت خدا از دلم بيرون رفته ديگر قدرت کافي براي جلوگيري از هوي و هوسم و شيطان را ندارم چون ديگر نمي توانم خدا را درک کنم وجودش را در دل خود احساس کنم ديگر هيچ برايم مهم نيست ديگر از کار ثواب لذت نمي برم و خدا را در کارها حس نمي کنم ديگر انگيزه اي براي بعضي از کارها حتي مانند درس خواندن هم ندارم تمام ذهنم را وسوسه پر کرده. دليلش اين است که مدتي پيش چيزي در ذهنم آمد که گفت چه کسي تو را آفريد و من هم در ذهن گفتم خدا و گفت چه کسي خدا را آفريد که به يکباره احساس کردم ته دلم خالي شده و ايمان من تضعيف شده. تا مدتها ذهنم را مشغول کرده بود با اينکه خودم مي دانستم که سؤال اشتباه و غلطي است. اين موضوع را با يک استاد حوزه که پيش نماز مسجد هم بود در ميان گذاشتم که او در ابتدا گفت که وسوسه شيطان است اما در ادامه گفت که اين دغدغه ها را خدا در وجود تو مي اندازد. حالا از شما مي خواهم که به من بگوييد چگونه مي توانم آن محبت و عشق به خدارا در دل خود دوباره به وجود آورم که ديگر چنين وسوسه هايي در من اثر نکند و خدا را درک کنم. مي خواهم که به من بگوييد منظور از اين دغدغه اي که خدا در دل مي اندازد چيست؟ آيا من راه را اشتباه طي کردم و به همين خاطر است دچار چنين لغزش هايي مي شوم؟ آيا اين امتحان است که خدا تعيين کرده تا ببيند به گناه کشيده مي شوم يا نه؟ اميدوارم که جواب من را به طور کامل پاسخ دهيد.

اين گونه پرسش ها که به ذهن راه مي يابد و اين گونه مطالبي که موجب نگراني و تشويش درون مي شود، ظاهرش ناگوار ولي باطن و نتيجه آن خير و گوارا است. به اين گونه وسوسه هايي که زمينه ساز اضطراب درون است نبايد اعتنا نکرد بلکه بايد به همان نداي متين و رساي فطرت و درون که نداي محبت به حق و عشق به خداوند است، پاسخ داد. اين ندا، اصيل و پايدار و ريشه داراست و اين گونه وسوسه ها ناپايدار و گذرا و سطحي الست و در برابر آن نداي اصيل و عميق، دوام و بقائي ندارد. پس بايد مقداري صبر کرد تا اين وسواس ها بر طرف گردد و آن نداي فطرت بدون معارض و مزاحم خود را نشان دهد.