معرفت ديني

تعدّد قرائت از دين

نظر شما در مورد تعدّد قرائت از دين چيست؟

ابتدا بايد ديد منظور از نظريه قرائت پذيرى دين يا قرائت‏هاى مختلف از دين چيست؟ رويكرد رايج اين نظريه بر آن است كه:
1. نصوص دينى قابل فهم‏ها و تفسيرهاى متعدد و چه بسا بى‏نهايت مى‏باشد.
2. همه فهم‏ها از اعتبار يكسانى برخوردار است و ترجيحى براى يك فهم نسبت به ديگرى نيست. پس نمى‏توان هيچ گونه فهم رسمى، ثابت، صائب و مطلق از دين داشت كه بر همگان حجت باشد.
3. متون دينى فاقد معنا است و معنا جامه‏اى است كه ما بر تن آن مى‏پوشانيم و به آن مى‏دهيم.
اين گمانه كه در نهايت به انكار ارزش معرفت دينى مى‏انجامد از جهاتى چند مخدوش است، از جمله:

پويايي دين

در آن که شريعت به کمک قرآن توانسته است عده اي را بنام مسلمان گرد آورد، اما مشکل در سکون و ماندگاري ايست که طلاب علوم ديني در حوزه شريعت است که ما به آن مي گوئيم شريعتي که بر اثر توقف وارد شوندگان به آن نه تنها کسي را پاک نمي کند که موجب آلودگي شريعت هم مي شود. دوست خوب من شريعت محمدي «لااله الاالله» است و «محمد رسول الله» که اين موجب ورود به پاکي به شرط خروج فوري و ورود به حيطه طريقت است که تا امروز همه علمائي که ما به ايشان علماي جاهل لقب مي دهيم از اين اصل غافل بوده اند. گرچه درس اخلاق در حوزه ها توانسته بود تا حدودي موجب سلک در گروهي از طلاب شده باشد که اين به زندگي مردم عادي ربطي پيدا نمي کرد که آن هم 50 سال از حوزه ها رخت بربسته و به طور کلي اگر مي خواهيد با دانش حوزوي به مباحثه جهت دسترسي به حقيقت (همان حقيقتي که وقتي از مراد سؤال کردند که چيست؟ فرمود: قبل از تو کسي اين سؤال را کرد و من به او جواب دادم و او آب شد و اين آب که در اين شيشه مي بيني، همه آن چيزي که از سائل بر جاي ماند. آيا مي خواهي باز هم حقيقت را برايت توضيح دهم؟) بنده از سن چهار سالگي مشغول مطالعه کتب و دست نوشته اسلاف حوزه بوده ام. در کتب مربوط به ايشان لکه عيبي يافت نمي شود و تنها چيزي که در اين ميان مفقود است حلقه تسليم است و آنانکه شهامت تغييرهاي کوچک در خود را نداشتند، به قصد تغيير ديگران زحمت ها کشيده اند و چنانچه مستحضر هستيد بعضي از علماي نامي اسلام بيش از پانصد جلد کتاب در جهت محو آيات خدا و صد البته بنام خدا رواج داده اند و در مورد تکوين خلقت اميدوارم که قائل به ربوبيت پروردگار باشيم و تنها وظيفه ما آن است که با جذابيت در عملکرد، ديگران را به راه و راهي که خود قائل به رفتن آن باشيم دعوت کنيم و اين در بين علماي اسلام مرسوم نيست و کلا اين که بين هفتاد و سه فرقه از مسلمانان که امروز چنان مايه ننگ و بدنامي هستند که انسان عار دارد از مسلمان معرفي کردن خودش، شما به اين يقين رسيده ايد که راه شما بر حق است و ديگران ناحق؟ دوست من نمي دانم در دنيا به دنبال چه هستيد و اگر طالب حقيقت هستيد مي توانيد با بنده با تلفن شماره 77322528 تماس بگيريد و اگر در صدد راهنمائي من گمراه هستيد، باور بفرمائيد بنده تا سال شصت و دو و از سال چهل و دو با حوزه علميه و مراکز فرهنگي آن حوزه و البته با حوزه هاي بسياري در اديان ديگر ارتباط داشته ام و هميشه گيرنده مطالب بوده ام و اين اولين باري است که کسي از حوزويان جرأت جواب دادن به اين حقير را پيدا کرده است. از خداوند جبار مسألت دارم که اين تماس مايه خير و برکت براي جامعه مؤمنين و خود ما واقع شود و خداوند به حق جويان برکت و دانش عطا فرمايد و متأسفم براي همه مسلمانان جهان که انسان نالايقي مانند من امروز مدعي است که (من شهر علمم و محمد دروازه آن) اميدوارم اين ادعا ها را مايه منيت و غرور من ندانيد که به خدا در پستوئي خود را از چشم خلايق مخفي کرده ام و بي نيازم از تأييد و ترغيب که تأييد شده ام از اويي که از او فرار مي کنم. يا حق پاينده باشيد و پيروز و فراموش نکنيد که خدا عالم است و هر نسبت غير علمي و جادو گونه به وي عين دشمني با خداست و اين رمز توحيدي را بگيريد که «عصاي موسي» راه خداست که هم چون اژدرها همه مارهاي فريب را خواهد بلعيد و شايد امروز به واسطه حضور دوستان شما در رأس هرم قدرت صداي ما در نطفه خفه شود و نتوانيم صداي حق را به گوش بشريت برسانيم و ننگ دشمني اديان را از بساط عالم برچينيم و طرحي نو در اندازيم که متأسفانه چهارده دشمن خدا مانع اين سردمداري براي ملت بزرگ ايران مي شود که مي توان در سايه دين مختصر و روشن جهاني را به دين دعوت کرد و دين دوتاست، دين خدا و دين شيطان و هر کس محق است راه را خود انتخاب کند و آنان که راه جهنم را انتخاب مي کنند نه دشمنان بشر که خدمتگزاران آدم هستند. تنها کفار و پوشانندگان حق هستند که خود را رونده راهي نشان مي دهند که نمي پويند، دشمنان خدا و خلق هستند و به اميد روزي که جز کفار، انسان ها را دشمن ندانيم و بساط کفر از زمين براندازيم و در پس هر کلامي که گفتم رمزي از اسرار الهي نهفته است که اميدوارم اگر خدا شما را لائق ديد، به اين ارتباط رنگ و روئي از سر تواضع عنايت فرمايد. (نامه قبلي 106809-1)

واقعيت اين است؛ بنده حقير نيز گفتگو و پاسخ به پرسش ها را از نوجواني علاقه مند بودم و شايد تا اکنون با هزاران نفر گفت و گو داشتم و اين را به عنوان يک حداقل وظيفه و فارغ از شغل به آن نگاه مي کنم ببينيد شما خودتان اعلام کرديد که خداوند را به طور کامل قبول داريدبراي فردي مانند شما تناقض و پارادوکس خواهد بودکه بگويد خدا را قبول دارم و مسلمان و تسليم در برابر حقم اما با عبارتهاي رمزي حکايت کننده از بي اعتمادي به دوستداران خدا ويا اولياي خدا سخن برانيد. در اين صورت چند گزينه پيش روي شما قرار مي گيرد:

چگونگی اجتناب از گناه هنگام شك در اصول دین

وقتي انسان در حال تحقيق در زمينه اصول دين هست و يا شبهه اي دارد، در اين مدت كه دچار شك و ترديد است، بهترين كاري كه مي تواند انجام دهد تا اين شك باعث اعمال بدي نشود، چيست؟

درابتدا بايد دانست پيدايش شك و شبهه ها از اولين زمينه هايي است كه انسان در راه تحقيق و رسيدن به علم و يقين برمي دارد ، دوران شك دوراني است كه بسياري از سؤالات در ذهن آدمي مطرح مي شود و به واسطه ايشان حركتي به سوي دانستن پاسخ هايي مربوط به آن سؤالات ايجاد مي شود كه البته هر چه سؤالات بهتر و روشن تر باشد مسير حركت براي دانستن مشخص تر است .

كسب يقين

راه رسيدن به درجه «يقين» چيست؟

در پاسخ به اين پرسش به هفت نكته اشاره مي شود:
1. يقين از ماده «يقن» به معني «وضوح و ثبوت چيزي است» مثلا عرب مي گويد: «يقن الماء في الحوض» يعني آب در حوض آرام و قرار گرفت.
راغب اصفهاني مي گويد: «يقين، صفت علم است و فوق معرفت، درايت و نظاير آن. پس يقين ملازم است با آرامش و طمأنينه نفس همراه با ثبات حكم»
بنابراين يقين ,علم ثابت و جزمي است كه شك پذير نباشد و مايه آرامش و قرار نفس آدمي گردد.

فهم صحيح از دين

با وجود برداشت هاي گوناگون از دين و دين داري و استفاده همه آنها از متون قرآني و روايي چگونه مي توان به درستي يکي از آنها اطمينان کرد؟


برای رسیدن به فهم درست از متون دینی معیارهایی وجود دارد که با توجّه به آنها می توان برداشت درست را از برداشتهای نادرست تشخیص داد. پاره ای از این معیارها ، معیارهای زبانشناختی هستند که به دو بخش معیارهای عامّ زبانشناختی و معیارهای زبان شناختی زبان دین (عربی فصیح) تقسیم می شوند. معیارهای عامّ زبان شناختی معیارهایی هستند که در همه زبانها معتبرند. برای مثال در همه زبانها الفاظ مشترک( لفظ واحد با معانی کثیر) وجود دارد ، یا در همه زبانها حقیقت و مجاز ، کنایه ، استعاره و امثال آن موجود است. همچنین در همه زبانها تعبیرات خاصّ و عامّ و مطلق و مقیّد و امثال آنها وجود دارند.