توسل و زیارت معصوم

انتظار نا به جا از توسل

پدرم به علت بيماري سرطان معده ازنوع بد خيم از دنيا رفت .در فاصله تشخيص اين بيماري ورفتن پدرم ما جداي كارهاي درمان توسل ها داشتيم دست به دامان اهل بيت وكساني تاكنون پدرم عمرش را وقف انان كرده بود شديم . اما هيچ بز رگواري حاصر نشد ابروي خود را نزد پروردگار گرو بگذارد .آخر نه تنهاشفا نگرفت بلكه بقدري اين بيماري پدر عزيزم را ذره ذره آب كرد كه نگو چه طور توصيف كنم انشالله اين روز هاي پر از درد ورنج را هيچ كس نبيند طاهرا پدرم به فقرا كمك مي كرد طاهرا پدرم خادم اهل بيت بود ظاهرا پدرم عاشق اهل بيت بود ظاهرا پدرم عاشق حضرت ابوالفضل(ع) بود تمام عمرش را از وقتي كه من به ياد دارم در اين راه صرف كرد . نمي دانم كجاي كارش خدا را ناراحتكرد ودل اهل بيت را رنجاند كه هيچ بزرگواري حاصر نشد اورا نجات دهد . دايم مي مي گفت اربابم شفايم را مي دهد در اخر انقدر درد ورنجش زياد شده بود كه نگو ....واي رورهاي دردناكي ......پدرم پوست واستخوان شده بود حتي يك قطره اب هم نمي توانست بخورد تمام رگ هايش روز هاي اخر خشك شده بودند .(دكترها مي گفتند) به خدا خيلي سخت بود ........ چه اهل بيت توانستند به نوكرشان اينگونه بگدرد ....... چه طور اربابان به نوكرشان نگاه هم نكردند ... وخيلي چيز هاي ديگر .خلاصه سخت بود از سخت هم سخت تر نمي توانم همه انچه گدشته را براي شما بنويسم . اما بلاخره اميدمان نااميد شد . حالا ديگر باورهايم شكست .ديگر اميدي ندارم كه خدا را صدا بزنم يا اهل بيت را انها هيچ كدام به ما نگاه هم نمي كنند .من الان مثل يك گدايي هستم كه هيچ كس حاصر نيست كمكش كند .شما مرا راهنمايي كنيد .اين درد اين خاطرات تلخ مادر عزيزمان وهمه ي ما را خيلي مي ازارد .پس خدا هر كاري را بخواهد انجام مي دهد ودعا هاي ماهم به جايي راه ندارد بگوييد چه كار كنم در خانه چه كسي را بزنم .....

1ـ فرموده ايد: « ... دست به دامان اهل بيت وكساني تاكنون پدرم عمرش را وقف انان كرده بود شديم.» اهل بيت(ع) هيچ احتياجي به بشري ندارند، كه بخواهيم بر آنها منّت بگذاريم. پدر بزرگوارتان، عمرش را وقف ارتقاء معنوي خودش كرده است نه وقف اهل بيت(ع). مثلاً پدر بزرگوارتان براي اهل بيت(ع) چه كرده است؟ اصلاً چه مي توانست بكند؟ هيچ مخلوقي در جهان نيست كه بتواند براي اهل بيت(ع) ذرّه اي خير برساند. چون ايشان فاقد كمالي نيستند كه كسي بتواند آن كمال را به آنها برساند.

دفن در اماكن متبركه

علت اصرار عده اي بر دفن شدن در محل خاصي مثلا در جوار قبر ائمه(ع) و قبرستان وادي السلام چيست؟ اگر قرار بر فيض بيشتر است، اين مسأله با عدل الهي سازگار است؟ اصلا تفاوتي مي کند که انسان در کجا مدفون باشد؟

اولا : اگر كسي به هر دليلي مشمول رحمت خدا شود ؛ تفاوني نمي كندكه در كجا از دنيا برود ويادفن شود، درشرق ويا غرب ،در خشكي ويا دريا، لذا اصل مطلب همان است كه كاري كنيم خدارا از خود خشنود کرده وزندگي سالمي داشته باشيم تا همه آن بركات ، از جايي كه حسابش را نمي كرديم بر ما وارد شود.
ثانيا:شرافت واهميت هر مكاني بستگي به كسي دارد كه در آن مكان، قرار گرفته ، لذا مي بينيم سر زميني که تا قبل از آن، اهميت ويژه اي نداشته ، به محض دفن بزرگي در آن ويا زندگي كردن شخص شريفي در آن، متبرک مي شود، واين موضوع ربطي به عدل الهي ندارد.
( حدود 20سال پيش ،در يکي از محلات تهران ، وقتي مراجعه به بنگاه خريداري ملکي

شفا بواسطه تلقین یا بواسطه کرامت اهل بیت

خيرا در علوم متافيزيكي اثبات شده كه قدرت ذهني انسان بقدري قوي است كه ميتواند روح را بطور كامل بر جسم مسلط كرده و اشكالات و نواقص جسمي او را از بين ببرد كما اينكه اخيرا پزشكان متبحر خارجي از اين امر براي درمان بسياري از بيماريها و از جمله سرطان بهره ميبرند. آيا شفا يافتن مردم در حرمهاي متبركه ناشي از تمركز قدرتهاي روحي بخاطر باورهاي محكم مذهبي آنها است و يا قدرت صاحب آن بقعه متبركه؟

نخست بايد دانست عوامل تأثيرگذار در طبيعت فراوان است. لذا اثبات يك عامل دليل بر نفي عامل ديگر نمي شود. بلكه با واقع بيني و جامع نگري مي توان به عوامل مادي، عوامل روحي و عوامل معنوي و فراطبيعي معتقد بود. جهت توضيح بيشتر توجه شما را به مطالب زير جلب مي كنيم:

واقعيت داشتن خدا
سخن از باور، اعتقاد و ايمان، مجالى وسيع و زمينه‏اى ديگر مى‏طلبد. همين‏قدر بايد گفت كه آنچه انسان به آن اعتقاد و باور دارد، بحثى جدا و برآورده شدن حاجات و بهره بردن از توسّلات، سخنى ديگر است.

گنبد طلا

پيرامون مرقد مطهر ائمه اطهار(ع) که گنبدشان از طلا است -طلا که در اسلام حرام است- و يا اين که مردم به نيت تبرک اشيايي را به ضريح تماس مي دهند يا از آن بوسه مي گيرند بعضي از آن تعبير به کفر و شرک و ... مي کنند لطفا توضيح دهيد؟

1z.jpg

استمداد از غير خدا

آيا نمي توان براي گرفتن حقمان از ديگران درخواست کمک کرد؟ منظورم در خواست کمک حضرت يوسف از زنداني که داشت آزاد مي شد،( در سريال حضرت يوسف) و آيا اين در خواست پيامبر، توکل بر غير خدا است؟ از نظر اسلام چه چيزي توکل بر غير خدا است؟


1. انسانها از لحاظ گستره و ظرفیّت وجودی ، در یک سطح نیستند. لذا انتظار خداوند متعال از آنها نیز یکسان نیست. خداوند متعال آن انتظاری را که از چهارده معصوم دارد از انبیاء و اولیای دیگر ندارد. همچنین آن انتظاری را که از انبیای اولوالعزم دارد از غیر اولوالعزم ندارد. به همین ترتیب انتظار خدا از انبیاء غیر الوالعزم خیلی بیشتر از علمای ربّانی و از علمای ربّانی بیش از علمای عادی ، و از علما بیش از غیر علماست. لذا بازتاب رفتارهای اقشار گوناگون بندگان از جانب خدا نیز متفاوت است. آن کیفیّت از یک عمل که برای عوام کمال محسوب می شود چه بسا برای عالم نقص شمرده شود.