علم ودين

رابطه علوم ديني و فلسفي با علم تجربی

رابطه معارف تجربي با معارف فلسفي و ديني را بنويسيد؟


1ـ معارف فلسفی ( فلسفه عقلی) فقط از برهان عقلی استفاده می کند و بهایی به تجربه نمی دهد. چون روش استدلال تجربی را روشی غیر یقینی می داند که تنها ایجاد یقین روانشناختی می کند نه ایجاد یقین منطقی. لذا علوم تجربی در مقابل فلسفه قرار دارند ؛ بلکه اساساً فلسفه بنیادی علوم تجربی که عبارت باشد از فلسفه پوزیتیسم (تجربه گرایی) ، در مخالفت با عقل و استدلال عقلی بود که پدید آمد. از نگاه این گرایش شبه فلسفی ، عقل ابداً قادر به کشف حقیقت نیست و استدلال عقلی فاقد هر گونه ارزشی است.

نسبت علم و دين

به نظر شما نسبت علم و دين دراسلام چگونه است؟

تنافی علم ودين در طب

شبهه‏اي برايم به وجود آمده است البتّه مي‏دانم ميان علم و دين تقابل نيست؛ ولي مي‏خواهم مسأله برايم روشن شود. سؤال من اين است: مي‏دانيم در اسلام بر ارزش گرسنگي بسيار تأكيد شده است و در حديث داريم: معده خانه درد است و دواي آن گرسنگي است؛ ولي از آن طرف در علم تغذيه گفته مي‏شود اگر مواد غذايي مختلف به بدن انسان نرسد، بدن دچار بيماري مي‏شود و كمبود هر ماده به بيماري‏اي خاص مي‏انجامد. يا مثلاً در اسلام گفته مي‏شود كه با شكم پر فهم انسان بيشتر است؛ ولي در علم گفته مي‏شود هنگام گرسنگي و نبودن مواد غذايي كافي در بدن، فهم انسان كاهش مي‏يابد. اين تقابل چگونه قابل حلّ است؟

در پاسخ به اين پرسش، خوب است توجّه داشته باشيد اگر معناي صحيح دين و نيز قلمرو علم درك شود، هرگز تقابلي ميان علم و دين مشاهده نمي‏گردد؛ زيرا تمام عالم، بر اساس ربوبيت حضرت حق، نظام‏مند شده و علم در پي كشف قواعد و قوانيني است كه خداوند متعال در نظر گرفته است. گستره علم تجربي از ماديات فراتر نمي‏رود و در حد تجربيات انجام شده و نيز ابزارهاي مناسب آن محدود مي‏گردد؛ اين نوع علم، براي اظهار نظر در خصوص عالم ملكوت و امور معنوي و نيز بسياري از قواعد و آثار اشيا يا رفتارهايي كه در چارچوب تجربه نمي‏گنجند و يا تا كنون تجربه نشده‏اند، شايستگي ندارد.

علم و ايمان

شهيد مطهري در انسان و ايمان مي فرمايند: ايمان نمي تواند جانشين علم شود و طبيعت را بشناساند و قوانين آن را براي ما مکشوف کند حال آن که اين با تعريف علم در روايات ما تعرض دارد در باب العلم اصول کافي با انبوهي از اين ها مواجه مي شويم:العلم ثلاثه آية محکمه فريضة عادله سنة قائمه يا لبس العلم بکثرة التعليم و التعلم بل العلم نور يقذفه الله في قلب من يشاء من عباده يا وجدت علم الناس في الاربع ان تعرف ربک و ان تعرف ما صنع بک و ان تعرف ما اراد منک و ان تعرف ما يعرضک عن دينک؟ و حتي مي بينيم در حکمت شناخت اشيا آن گونه که به وجود آمده اند و بررسي سير هبوط آن ها مد نظر است؟ منظورشان از علم اين جا scince است يا knowledge در حقيقثت منظورشان کدام علم است علم اسلامي يا فضل با توجه به اين که علم فعي موجود در عالم را بسياري از فلاسفه ما قبول ندارند و مي گويند اين علم انسان را بهه قرب نمي رساند و بر اساس فلسفه ي تصرف است؟

گفتني است واژه "علم" کاربردهاي متفاوت دارد؛ 1. گاهي منظور از "علم" ، دانش تجربي و آگاهي حاصل از شناخت طبيعت و متكي بر تجربه و آزمون است (Science) كه نزد دانشمندان علوم كاربردي به اين معنا بيشتر مراد مي باشد. 2. گاهي منظور از علم، مطلق دانش است كه شامل الهيات، رياضيات و طبيعيات مي شود(Knowledge) كه نزد دانشمندان علوم بنيادي و فلسفي بيشتر به اين معنا مراد است. 3. گاهي منظور از "علم"، دانش خداشناسي و آنچه به ارتباط انسان با خدا مربوط مي شود كه نزد دانشمندان ديني بيشتر اين معنا است. هنگامي كه از تقابل علم و دين و يا علم و ايمان گفته مي شود, بيشتر منظور علم به معناي(Science) است.

علم و دين

آيا دين مى‏تواند و يا بايد، نقشى در فرايند علم (تحقيق و پژوهش علمى ) ايفا كند يا خير؟ اين نقش را چگونه ايفا مى‏كند و ميزان و قلمرو آن چيست؟

دين و فرهنگ به طور عام، تأثيرات ظريف، ژرف و گسترده‏اى بر همه مراحل تحقيقات علمى بر جاى مى‏گذارد. فرضيه‏ها، نظريه‏ها، اهداف، انگيزه‏ها و حتى فرايند پژوهش علمى، همگى از باورها، ارزش‏ها و معارف دينى و متافيزيكى و سازه‏هاى فرهنگى تأثير مى‏پذيرد.<BR> در اينجا چند مورد حضور دين در مراحل تحقيق و پژوهش علوم به ويژه علوم انسانى بيان مى‏شود: جهت آگاهى بيشتر بنگريد: دكتر مهدى گلشنى، قرآن و علوم طبيعت، تهران: پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى.<BR> <BR> يك. انگيزش‏‏<BR> علم‏ورزى، يك فرآيند است و هرگز بدون انگيزه و هدف، از انسان سرنمى‏زند.