ویژگی های نبی

ارتباط کلامی در معراج

در معراج خدا چگونه با پيامبر ارتباط كلامي برقرار كرد؟

خصوصيات كيفيت تكلم خداوند با پيامبر در معراج براي ما معلوم نيست واما اين كه توسط جبرئيل بوده يا نه به حسب آنچه در برخي روايات آمده جبرئيل تا سدره المنتهي همراه پيامبر بوده و در مراحل بعد همراهي نداشته و وقتي پيامبر از او علت را جويا مي شوند جبرئيل مي گويد از اين جايگاه به بعد اگر يك بند انگشت نزديك تر شوم مي سوزم بنا بر اين به نظر مي رسد در نهايت قرب پيامبر به خداوند جبرئيل حضوري نداشته در مناقب خوارزمي نقل شده است كه خداوند در شب معراج به زبان اميرمومنان عليه السلام با وي سخن گفت :

علم غيب در قرآن

در مورد علم غيب كه مي گوييد امامان(ع) يا پيامبر(ص) بر آن مطلع بودند، در مورد اين آيات چه مي گوييد: الاعراف 150، کهف 62، طه 68/67، مائده 116.

آيات مورد سوال :
« وَلَمَّا رَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا قَالَ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِي مِن بَعْدِيَ أَعَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ وَأَلْقَى الألْوَاحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كَادُواْ يَقْتُلُونَنِي فَلاَ تُشْمِتْ بِيَ الأعْدَاء وَلاَ تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ »﴿اعراف:150﴾
« وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِفَتَاهُ لَا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُبًا ـ فَلَمَّا بَلَغَا مَجْمَعَ بَيْنِهِمَا نَسِيَا حُوتَهُمَا فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَبًا ـ

علم غیب و مردم عادی

بسم الله- با سلام در قرآن در خصوص علم غيب آمده است كه كسي از آن خبر ندارد يا اينكه خداوند تنها بر آنها كه مي پسندد اين را اعطا مي كند. خود بنده كساني را ديده ام كه بدون اين مسائل از آينده پيش گويي هايي كردند. با توجه به نكات ذيل چه توجيهي مي توان براي اين سوال يافت: 1- غيب در قرآن و در برخي آيات دقيقا منطبق با همين پيشگويي هاست. 2- حصر قرآني بر اطلاع خداوند و « من ارتضي من رسله » وجود دارد. 3-كساني كه مشاهده شده اند از آينده اطلاع داده اند بعضا هيچ اعتقادي به دين و مذهب ندارند.

درباره ي علم غیب در قرآن كریم دو گونه آیات وجود دارند ؛ در برخی آیات ، اطّلاع از علم غیب فقط و فقط به خدا نسبت داده شده و از غیر خدا نفی گردیده است ؛ امّا در برخی آیات دیگر اطّلاع از علم غیب برای برخی انسانها نیز اثبات شده است. بنا بر این ، آنها که با استناد به آیات شقّ اوّل خواسته اند اطّلاع انبیاء یا ائمه (ع) را از علم غیب نفی کنند از آیات شقّ دوم غفلت نموده و دچار مغالطه ی عظیمی شده اند. امّا آنها که با توجّه به آیات شقّ دوم اطّلاع از علم غیب را برای برخی انسانها نیز ممکن دانسته اند ، در جمع بین این دو صنف از آیات ، دو راه حلّ عمده را مطرح نموده اند:

حديث لولاک لما...

مي گويند که در حديث قدسی آمده خداوند به رسولش گفته که من جهان و جهانيان را بخاطر تو و تو را بخاطر علی و ... در اينجا اين سؤال پيش می آيد که معصومين که خدا را دارند چه نيازی به جهان و جهانيان دارند بهتر نيست که بگوييم خداوند آنها را برای جهان و جهانيان آفريده تا اينکه زمين را آباد و راه عبوديت (هدف والای خلقت انسان) را برای بندگان هموار سازند؟!

در اين زمينه توجه تان را به مطالبي چند جلب مي کنيم:1. هدف از خلقت جهان , چيزي است كه جز با وجود پيامبر (ص) و علي (ع) تحقق پيدا نمي كند. از ديدگاه قرآن, همه جهان براي انسان آفريده شده است: ((خلق لكم ما في الارض جميعا)), (صدر روايت ((لولاك لما خلقت الافلاك))) در ((بحارالانوار)), ج 15, ص 28; ج 16, ص 406 و ج 57, ص 199, آمده است و نشاني ذيل آن را, در توضيح مطلب سوم ذكر مي كنيم ), انسان نيز براي بندگي آفريده شده است: ((و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون )), معناي حقيقيت عبادت خداوند در ميان انسانها محقق نمي شود; جز با هدايت پيامبران و نبي اكرم(ص), خاتم انبيا و پيام آور دين كامل الهي است.

قل انما بشر مثلکم یوحی

در قرآن در مورد پيامبر(ص) داريم: «قل انما بشر مثلکم ... » و ما اعتقاد داريم اهل بيت(ع) فقط خدا نبوده اند شما اين را چگونه توجيه مي کنيد؟

در ابتدا متن کامل آيه و ترجمه آن را مرور مي کنيم: «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى‏ إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَاسْتَقيمُوا إِلَيْهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ وَ وَيْلٌ لِلْمُشْرِكينَ؛ بگو من بشرى چون شمايم جز اينكه به من وحى مى‏شود كه خداى شما خدايى يگانه است پس مستقيما به سوى او بشتابيد و از او آمرزش بخواهيد و واى بر مشركان». (فصلت، 6)