پیامبر اسلام

خاتميت در قرآن

در كجاي قرآن به صراحت بر خاتميت پيامبر (صلي ا… عليه وآله) تصريح شده است ؟

در پاسخ به سؤ ال اول شما عرض مي شود يكي از ضروريات اسلام اين است كه سلسله پيامبران (علهيم السلام )با پيغمبر اسلام (ص) ختم شده و بعد از آن حضرت هيچ پيامبري نيامده و نخواهد آمد و حتي بيگانگان نيز مي دانند كه اين موضوع ، از جمله اعتقادات اسلامي است كه بايد هر مسلمان به آن معتقد باشد و از اين روي مانند ساير ضروريات دين ، نيازي به استدلال نخواهد داشت در عين حال مي توان اين مطلب را هم از قرآن كريم هم از روايت متواتر استفاده كرد .
قرآن كريم مي فرمايد : « ما كان محمد اَبا احد من رجالكم ولكن رسول الله و خاتم النبيين » (1)
و صريحاً آن حضرت را خاتم همه پيامبران معرفي مي كند .

حديث لولاك

آيا حديث «لولاك لما خلقت الافلاك» ؛ «اى پيامبر اگر تو نبودى جهان را نمى‏آفريديم» داراى سند معتبر است؟ چگونه اين حديث قابل قبول است؟ يعنى ديگران ارزش ندارند؟

حديث «لولاك لما خلقت الافلاك» از احاديث قدسى است. در اين زمينه توجه به مطالب زير بايسته است:<BR/>  يكم. مراد از اينكه «اگر تو نبودى اين جهان را نمى‏آفريدم»، ممكن است؛ يكى از معانى زير باشد:<BR/>  1. هدف از آفرينش جهان، چيزى است كه جز با وجود پيامبر(صلى الله عليه وآله) تحقق نمى‏يابد. از ديدگاه قرآن، همه جهان براى انسان آفريده شده است: «خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً»1؛ انسان نيز براى بندگى آفريده شده است: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ»2.

انتصاب حضرت پيامبر(ص)

آيا انتخاب حضرت محمد(ص) به پيامبري اكتسابي بوده يا انتصابي، و يا اينكه هر دو قضيه را شامل مي‏شود؟

آنچه در مسألة نبوّت و امامت معتبر است، نصب و گزينش الهي است مفهوم انتخابي و انتصابي كه در عرف معاصر، نوع حكومت‏ها به آن تعيين مي‏شوند در آن بي ‏موضوع است؛ زيرا نه انتخاب اكثريّت افراد بشر در آن دخالت دارد و نه انتصاب فرد خاصي از بشر. اين دو گونه تعيين، معايب و مفاسدي دارند و غالباً يا در همه جا، به گزينش اصلح و واقعي منتهي نمي‏شود و از اغراض خصوصي و هواهاي نفساني و اميال مختلف مصون نمي‏ماند.
امّا گزينش الهي و برگزيدن به نبوّت و رسالت يا امامت، بر اساس صلاحيّت ها و شرايط واقعي و شايستگي بوده و چون خداوند متعال آگاه و عالم بر آن است، هميشه اصلح واقعي برگزيده مي‏شود.

علم غيب پيامبر (صلی الله علیه وآله) 

با توجه به اينكه پيامبر (صلی الله علیه وآله)  علم لدنى و غيب داشتند؛ چرا عده اى مبلّغ را فرستادند كه به فاجعه «رجيع» و بعد «بئر معونه» منجر شد؟

wlmgheib.gifيكم. پيامبر (صلی الله علیه وآله)  و ائمه اطهار (علیهم السلام) ، در مسائل عادى فردى و امور اجتماعى، موظف به استفاده از علم عادى بوده اند. ازاين رو همواره در اين گونه مسائل از طرق معمولى تحقيق و كسب آگاهى نموده و بر اساس برآيندهاى آن عمل مى كردند.

معراج پيامبر اكرم(ص) از نظر علمى و عقلى

معراج پيامبر اكرم(ص) از نظر علمى و عقلى چگونه اثبات مى‏شود؟

بايد توجه داشته باشيد كه عقل نمى‏تواند معراج را اثبات نمايد؛ يعنى، نمى‏توان از براهين عقلى و در قالب اشكال صورى منطقى، معراج را ثابت كرد و تا حال نيز كسى مدعى چنين امرى نشده است. اين مسأله در حوزه نقل است؛ يعنى، براساس آيات قرآن و روايات، معراج حضرت رسول(ص) امرى مسلم و قطعى است. آنچه در اين باب مطرح است و به احتمال زياد پرسش شما نيز در همين فضا قرار دارد - گرچه نتوانسته‏ايد آن را روشن بيان سازيد - عبارت است از اين كه آيا مى‏توان توجيهى خردمندانه و عقلانى از جواز معراج ارائه كرد، يا خير؟ يعنى مى‏توان دليلى بر اثبات جواز و روا بودن معراج اقامه كرد؟