دعا و عمل

اگر با دعا به خواسته هايمان مى رسيم، چه نيازى به كار و تلاش هست؟!

برخى مى پندارند دعا مى تواند به جاى اسباب و علل طبيعى بنشيند و از اين رو بهتر است به جاى تلاش و كوشش در به دست آوردن امرى يا جلوگيرى از وقوع پديده اى تنها دست بر دعا برداشت و كار را آسان كرد. اما اين توهّم است، زيرا خداوند متعال نظام هستى را بر اساس قوانين و سننى قرار داده است كه نمى توان بر خلاف آن حركت كرد.
خداوند سبحان قوانين هستى را به گونه اى وضع كرده كه علل و عوامل طبيعى در پديد آمدن امرى يا محقق نشدن پديده اى دخيل اند و مجراى عادى امور از اين رهگذر است، بله گاه عواملى تكوينى و غيرطبيعى امور را دگرگون مى سازد ولى آن عامل يا عوامل نيز با سنن خاص و ويژه خود كه خداوند متعال مقرر داشته عمل مى كنند يعنى در مواردى خاص و زمينه هاى مخصوص نه گتره، رها و بدون نظم و قانون. مثلاً دعا يك عامل تكوينى غيرطبيعى است كه تنها در شرايط ويژه و بر اساس سنن خويش عمل مى كند به صورتى كه قوانين عام علل و عوامل طبيعى تعطيل نشوند. بنابراين هر عاملى در جاى خويش محترم و مغتنم است و نمى توان آن را با عامل ديگر تغيير داد. براى كسب درآمد و رزق زندگى بايد تلاش و كوشش كرد و در كنار آن دعا نيز كرد تا اين سعى به انجام رسد يا براى بهبودى بيمار بايد به طبيب مراجعه كرد و از شيوه هاى درمان او بهره گرفت، در كنار آن دعا نيز كرد تا دارو و شيوه هاى درمان پاسخ صحيح و لازم خويش را بدهد.
در فرهنگ دينى، دعا و عمل در كنار يكديگر نتيجه بخش اند و دعا با پشتوانه عمل است كه به نتيجه مى رسد و عمل با همراهى دعا است كه به نتيجه مطلوب خويش دست مى يازد. چنانكه حضرت على (علیه السلام)  مى فرمايد: «الداعى بلا عمل كالرامى بلا وتر»[1]؛ «آن كه بدون عمل دعا كند بسان كمان دار بى زه است» يعنى همانطور كه رها شدن تير از كمان بدون زه به هدف نخواهد رسيد، دعاى بدون عمل نيز سرانجامى نخواهد داشت.
رواياتى كه از رسول گرامى اسلام (صلی الله علیه وآله)  و نيز امام صادق (علیه السلام)  نقل شده است حكايتگر اين حقيقت است كه دعا بايد قرين با عمل شود. «كسانى كه دعايشان به اجابت نمى رسد... دعاى كسى كه عليه مديونى دعا مى كند كه مالش را برده در حالى كه شاهدى بر او نگرفته است، و دعاى مردى كه همسرش را نفرين مى كند در حالى كه خداوند او را بر طلاق همسرش توانا كرده است و دعاى شخصى كه در خانه نشسته مى گويد: پروردگارا! به من روزى ده، در حالى كه براى طلب روزى از خانه خارج نمى شود».[2]
هين بجو كه ركن دولت جستن است
هر گشادى در دل اندر بستن است
از همه كار جهان پرداخته
كو و كو مى گو به حال، چون فاخته
نيك بنگر اندر اين اى محتجب
كه دعا را بست حق بر استجب[3]
___________________
[1]. نهج البلاغه، ص ۷۹.
[2]. نگا: بحارالانوار، ج ۴۷، ص ۲۳۴؛ میزان الحکمة، ج ۴، ص ۱۶۷۷، ش ۵۷۰۱.
[3]. مثنوى، دفتر سوم، ۲۳۰۴-۲۳۰۲.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
6 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .