قوانین فیزیک و اثبات وجود خدا

برخی فیزیکدانها گفته اند: « جهان بر اساس قوانین فیزیک کار می کند؛ لذا بود و نبود خدا دخالتی در کار جهان ندارد.» چه پاسخی به این گونه فیزیکدانها می توان داد.

برخی از فیزیکدانها، پاسخ این شبهه را داده اند.
مارگنو (Margenau) گفته است:«اكنون‌ اين‌ سؤال‌ مطرح‌ مي‌شود كه‌ منشأ قوانين‌ طبيعت‌ چيست‌؟ و من ‌تنها جواب‌ قانع‌ كننده‌اي‌ كه‌ مي‌يابم‌ اين‌ است‌ كه‌ آن ها به‌ وسيله‌ خدا خلق ‌شده‌اند و خدا قادر و عالم‌ مطلق‌ است.» و نيز مي‌گويد: «خدا هم ‌جهان‌ فيزيكي‌ و هم‌ قوانين‌ حاكم‌ بر آن‌ را خلق‌ كرد.»
ديويس‌ گفته است: « آيا وجود جهان‌ را مي‌توان‌ بي‌نياز از خدا و تنها به‌ وسيله‌ علم‌ توضيح‌ داد؟ آيا مي‌توان‌ جهان‌ را نظام‌ بسته‌اي‌ در نظر گرفت ‌كه‌ علّت‌ وجودي‌اش‌ در آن‌ نهفته‌ باشد؟ پاسخ‌ به‌ معنايي‌ بستگي‌ دارد كه‌ با آن‌ توضيح‌ مي‌دهيم‌. با فرض‌ قوانين‌ فيزيك‌، جهان‌ مي‌تواند خود مدار باشد و از جمله‌، خود را خلق‌ كند. امّا قوانين‌ فيزيكي‌ از كجا مي‌آيند؟» و نيز: «تا وقتي‌ كه‌ منشأ قوانين‌ طبيعت‌ خداست‌، وجودي ‌شگفت‌تر از ماده‌ّ ــ كه‌ آن‌ را نيز خدا آفريده‌ است‌ ــ نيست‌. امّا وقتي‌مبناي‌ خدايي‌ قوانين‌ را كنار مي‌نهيم‌، وجود آن ها به‌ يك‌ راز عميق‌ تبديل‌ مي‌شود.»
پاركر (B. Parker؛ فيزيك دان‌ آمريكايي‌) گفته است: « اين‌ ترس‌ وجود ندارد كه‌ دانشمندان‌ هرگز بتوانند نياز به‌ خدا را حذف‌ كنند... هر قدر هم‌ كه‌ ما اين‌ قضيه‌ را پي‌گيري‌ كنيم‌، همواره‌، چيزي‌ مي‌ماند كه‌ توضيح‌ داده‌ نشده‌ است‌. خلقت‌، به‌ قوانين ‌طبيعت‌ بستگي‌ دارد و پيدايش‌ آن‌ بدون‌ قوانين‌ امكان‌پذير نبوده‌ است‌. چه‌ كسي‌ اين‌ قوانين‌ را خلق كرده‌ است‌؟ ترديدي‌ نيست‌ كه‌ همواره‌ به‌ يك ‌خدا نياز هست‌.»

توضيح:
اين سه فيزيكدان فهيم، نكته ي بسيار بلندي را مطرح نموده اند. اين سه فیزیکدان، در واقع تقریر جدیدی از برهان نظم را ارائه داده اند، که پيشرفته تر از برهان نظم رایج است.
خلاصه ي برهاني كه اينها دريافته اند اين است:
1ـ جهان مادّي، با قوانين علمي كار مي كند.
2ـ فيزيكدانها، قوانين علمي را خلق نمي كنند بلكه قوانين علمي موجود را كشف مي كنند.
3ـ خود اين قوانين علمي، مادّه يا انرژي يا نيرو و امثال اینها نيستند بلكه اموري هستند كه بر مادّه و انرژي و نيرو و امثال اینها، حاكم مي باشند.
4ـ پس قوانين علمي، خودشان از سنخ امور غير مادّي(مجرّد) هستند.
5ـ اين قوانين از كجا آمده اند؟ اگر بگويي كه اين قوانين غير مادّي، خودشان واجب الوجودند، خدا بودن آنها را قبول كرده اي؛ و اگر آنها را واجب الوجود نداني، بايد آنها را معلول يك واجب الوجود بداني. پس در هر حال، گريزي از پذيرفتن يك خداي غير مادّي نخواهي داشت.
اين نكته اي است كه اين فيزيكدانان باهوش فهميده اند، ولی برخي دانشمندان منکر خدا به آن توجّه نکرده اند؛ مثلاً هاوكينگ مي گويد: «جهان با قوانين قطعي فيزيك كار مي كند، لذا نيازي به وجود خدا نيست.» امّا شگفت آنکه از خود نمی پرسد كه: پس خود اين قوانين چيستند و از كجا آمده اند؟ چرا قوانين گوناگون فيزيك و شيمي و ... اين همه به هم مرتبط هستند؛ طوري كه انگار همه ي آنها از يك مبدأ كنترل مي شوند؟

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 12 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .