مواقف قیامت

در قيامت چند موقف وجود دارد و در هر كدام از چه چيزي سوال مي شود؟

بنا به يك تفسير آيه 4 سوره معارج مربوط به مواقف روز قيامت مى باشد. در روايتى امام صادق(ع) مى فرمايد: محاسبه كنيد نفس خودتان را قبل از اينكه محاسبه شويد. چرا كه در قيامت پنجاه موقف است و هر موقفى هزار سال شماست كه مى شمريد بعد حضرت اين آيه را تلاوت فرمودند (بحار، 7/126).
به نظر مى رسد اين مواقف و مشكلات مربوط به كافران و مؤمنانى كه به نحوى داراى مشكل هستند مى باشد و به جهت پرسش و پاسخ از اعمال انسان است و هر موقفى مربوط به بخشى از اعمال انسان است.
درباره چگونگي حسابرسي در قيامت بايد دانست، خداوند «سريع الحساب»(بقره، آيه 202) است و هيچ گونه محدوديتي از جهت حسابرسي اعمال همه بندگان به طور هم زمان ندارد. حتي با احاطه علمي خود نيازي به زمان حسابرسي ندارد.
اما بايد دانست قيامت نيز همانند دنيا داراي نظام است البته با ويژگي هاي خاص خودش لذا بنا بر آن چه در روايات آمده است مواقف پنجاه گانه وجود دارد و در هر ايستگاهي به نوعي از اعمال رسيدگي مي شود و در حقيقت عالم قيامت پرده نمايش و ظهور اعمال و عقايد ما در دنياست همچنان كه در دنيا ما در عرصه هاي مختلف زندگي شخصي، خانوادگي، اجتماعي و عبادت و... رفتارهاي گوناگوني داشتيم در آنجا نيز ايستگاه حق الله، حق الناس، حق نماز، حق قرآن و... از انسان بازخواست مي كنند و در حقيقت جلوه اي از اجراي عدالت خداست كه به نمايش در مي آيد به هر ميزان كه در اين دنيا به اين حقوق بيش تر و آسان تر پرداخته شده باشد. در صحنه قيامت سريع تر آن ايستگاه ها طي مي شود بنا بر آن چه گفته شد اين گونه نيست كه انسان در صف هاي طولاني بايستد تا نوبت او برسد بلكه بايد در صف هاي متعدد پاسخ گو باشد.
براي توضيح بيشتر در اين باره توجه شما به متن زير جلب مي كنيم.
با توجه به ماهيت موقف ، به نظر مي رسد معاد طوري نيست كه اين نظام ها و مواقف و عوالم در طول هم قرار گرفته باشند; يعني , هنگامي كه نامه عمل به انسان داده شد و انسان در آن نظامي كه خود ساخته است , قرار گرفت و اعمال , اوصاف, عقايد و اخلاق را با ظاهر و باطنشان يافت و بدان ها نايل شد, در اينجا نظام ميزان , حساب و صراط هر سه با هم پيش مي آيد و اين طور نيست كه در طول هم باشند بلكه نظام خاصي است [دقت شود]. در عالم حشر نظمي پيش مي آيد كه اين نظم روشن كننده اين حقيقت است كه مجموعه اين عالم ; يعني , عالمي كه انسان خود براي خود ساخته است آيا گرايشش به سوي خداست يا به سوي غيرخدا؛ يعني , مجموعه آن عالم ساخته «من» كه به اصطلاح مجموعه زندگي من بوده و نسخه اي بوده از آنچه من اينجا داشته ام , وزن مي شود.
به عبارت ديگر در عالم حشر نظامي داريم كه كل صحيفه عمل من به وزن گذاشته مي شود كه آيا حقيقت روش و حركت من و حاصل زندگي من از لحاظ ظاهر و باطن در مجموع سنگيني به سوي ذات مقدس حق دارد يا به سوي غير حق ؟ اين نظام , همان ميزان است كه روشن مي كندكل و مجموعه صحيفه من حكايت از گرايش من به سوي خدا دارد يا به سوي غير خدا. البته اين مسأله مربوط به متوسطين است؛ يعني, كساني كه اعتقاد داشته اند ولي گناه و تعلقاتي هم داشته اند نه براي اولياء و انبياء. اين نظام, يك نظام تكويني و حقيقي است نه قراردادي و اعتباري .برای فهم دقیق ِ ماهيت نظام و موقف ميزان به اين دو مثال دقت كنيد:
الف) ذره خاكي كه در سير خود و حركتش از مراحلي مي گذرد, در مرحله اي سنجيده مي شود كه آيا مي تواند وارد مرحله ديگر شده و به سير تكاملي خود ادامه دهد يا خير و از حركت تكاملي آن جلوگيري شده و پس زده مي شود؟ خاكي كه از مجراي خاصي حركت مي كندتا بشود گل در مراحلي به ميزان گذاشته مي شود كه كدام قطعه و جزئ آن صلاحيت گل شدن را دارد, آن قطعه كه صلاحيتش را داشته باشد, به حركت خود ادامه داده و مي شود گل اما جزئهايي كه اين صلاحيت را ندارند پس زده مي شوند و از ادامه حركت تكاملي انسان باز مي مانند. پس اينچنين نيست كه خاك از هر مجرايي كه حركت مي كند همه مراحل را بدون ميزان و سنجش پشت سربگذارد.
ب ) خاكي كه مي خواهد از مجراي معيني حركت كرده و به عالم انسانيت وارد شود, اين طور نيست كه همه ذرات و قطعاتش به آستانه انسانيت برسند بلكه يك سلسله اجزاء در موقف هايي با سنجش كنار زده مي شوند و آنهايي كه در مجموع صلاحيتشان با ميزان براي ورود به مراحل بالاتر احراز مي شود, به مراتب كامل تر ارتقاء مي يابند. عالم و نظام ميزان در عالم حشر هم يك نظامي است كه وجود انسان, عالم انسان, صحيفه انسان سنجش مي شود و تشخيص داده مي شود كه مجموع وجود انسان به كدام سمت مي چربد؟ آيا به سوي خداست تا وارد موقف ديگر شود يا به سوي غيرخداست تا پس زده شده و از ادامه حركت بازماند؟ اگر روشن شد كه مجموع به سوي خداوند است , مسأله موقف حساب پيش خواهد آمد چرا كه عالم حساب براي پاكسازي ناپاكي ها و آلودگي ها و رها ساختن آدمي از تعلق هاست تا قابليت و صلاحيت جوار قرب حق را پيدا نمايد, پس افرادي وارد اين موقف براي پالايش و پيرايش مي شوند كه صحيفه اعمال , افعال , عقايد, اوصاف و اخلاقشان , در مجموع به سوي خداوند باشد نه غير خدا. افرادي كه مجموع وجودشان به سوي فرار از خداست تسويه و حسابرسي ندارند. با اين تحليل روشن شد كه اولين چيزي كه پس از قرار گرفتن در صحيفه عمل پيش مي آيد, نظام ميزان و موقف سنجش است . با توجه به ماهيت و حقيقت نظام ميزان كه تكليف انسان را در ادامه حركت تكامل يا باز ماندن و فرو رفتن در دوري از خدا مشخص مي كند, اين موقف , از مواقف خطرناك بوده و وحشت غيرقابل توصيفي پيش مي آورد. علاوه بر آن كه روشن شد كه اگر مجموع عالم و صحيفه من سنجش شود قهرا ذره اي از اعمال , افكار, عقايد, اوصاف , روش ها, خصلت ها و اخلاق در اين سنجش مؤثر و تعيين كننده است , يك كلمه , يك قدم , يك فكر, يك تمايل , يك خطور و... در سير تكاملي يا قهقرايي آدمي نقش دارد. به همين جهت است كه در آيات ميزان گفته مي شود كه كوچكترين ذره در سنگيني مجموع صحيفه عمل به سوي حق و يا غيرحق تأثير دارد. اين مسأله ناظر به كميت عمل نيست بلكه به كيفيت عمل توجه دارد .
با نگاه به آيات سوره اعراف (آيه 64 به بعد) اين مطلب روشن مي شود كه بين بهشت و جهنم، موقفي به نام اعراف وجود دارد كه بر بالاي اين مكان، مرداني وجود دارند كه بهشتيان و جهنميان را از علائم چهره مي شناسند.در روايات متعددي وارد شده كه اینان اهل البیت علیهم السلام هستند. (تفسير عياشي ج 2 ص 17/اصول كافي ج1 ص 426/تفسير صافي ج 1 ص 578 . تفسير علي بن ابراهيم ذيل آيه اعراف
شيخ مفيد تصريح نموده است كه منظور از اعراف جايي كه است كه نه جزء بهشت است و نه جزء جهنم. (تفسير عياشي، ج 2 ص 18 / بحارالانوار ،ج 8 ص 337) (تفسير قمي ص 624) علامه تهراني دلالت مجموع روايات متعدد از اعراف را اينطور توضيح مي دهد:(اعراف مكاني و حاجبي است بين بهشت و جهنم كه داراي درجات بالا و پايين است؛ و درجات بالاي آن ائمه علیهم السلام وقوف دارند، و در دامنه و درجات پائين شيعيان و افرادي از بزهكاران كه هنوز حساب آنها يكسره نشده و حكم آنها صادر نشده است.
هر بزرگي با امت تكليف معين نشده خود، بر روي اعراف است.البته مقام بالاي اعراف، مقامي است بسيار رفيع و بسيار منيع، كه دست كسي بدان نرسد، و شاهپربال بلند پرواز هيچ طائري قصد عبور از آن را نكند، زيرا آن مقام اختصاص به كساني دارد كه هم بر بهشت و هم بر دوزخ حاكمند، و هم بر بهشتيان و هم بر جهنميان مسيطر و مسلط هستند.
آنان در چنين افق مبين و مقام ارجمندي وقوف دارند، همه را با علائم و نشانه ها مي شناسند، و درجه و مقام هر يك از بهشتي ها را در مراتب هشتگانه آن معين مي كنند، و دركات و مراتب هفتگانه دوزخ را مي دانند و دوزخيان را در آن محل ها توزيع مي نمايند.(معاد شناسي ج10ص63)تذكر چند نكته:1 ـ از آنجا كه حقيقت و ماهيت قيامت بر عقول ما مخفي است فهم حقيقي آنچه در لسان آيات و روايات آمده است ممكن نيست. و لذا بسياري از حوادث و حقايق مربوط به عالم بعد از مرگ در قالب تعبيرات كنايي و تشبيه آمده است. معلوم مي شود آن ائمه ان حقايق را در قالب مثال و تنظير به مخاطبين خود تفهيم نموده اند.2 ـ علامه طباطبائي در تفسير الميزان چند قول در مورد اعراف نقل نموده است و قول گروهي از مفسرين كه قائل به حضور عده اي كه كفه حسنات و سيئات آنها مساوي است را موافق آيات و روايات مي داند. (الميزان جد8 ص 126)3 ـ بعيد نيست منظور از اين دسته, همه كساني باشد كه اعمال آنها براي ورود به بهشت يا جهنم كافي نيستند مثل اولاد نابالغ كفار و كساني كه نه ثواب كرده اند و نه گناه و كساني كه حجت كافي براي انها نرسيده است. ( مراجعه شود به كتاب بعد از مرگ بر ما چه مي گذرد ـ عباس عباس زاده)

برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی پرسمان : www.porseman.com/
(منبع : مواقف حشر, استاد محمد شجاعي , كانون انديشه جوان , تهران , چاپ اول 1380).
(جهت آشنايي بيشتر مراجعه شود به:
1 ـ كتاب معاد شناسي علامه سيد محمد حسين طهراني، ج 10، بخش اول؛ 2 ـ معاد در نگاه عقل و دين ـ محمدباقر شريفي سبزواري ص 306؛ 3 ـ معاد شهيد مطهري ؛ 4 ـ معاد شناسي ـ آيت الله جعفر سبحاني)

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
5 + 15 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .