پرستش و نیایش

لطفا نيايش و ستايش و پرستش را شرح دهيد.. و با مثال بگوييد اگربرای دیگری چنین كاري انجام دهيم به معني ان است كه براي خدا شريك قائل شديم؟

2001.jpgنيايش يعني دعا و طلب حاجت؛ يعني اظهار نياز كردن به شكل دعا. احتمالاً اصل آن، نيازش بوده است كه به مرور زمان، تبديل به نيايش شده است. ـ ستايش يعني ستودن، يعني مدح نمودن، يعني تحسين كردن، يعني خوبي ها و زيبايي هاي كسي يا چيزي را ذكر كردن. ـ پرستش يعني در خدمت بودن از روي محبّت، اظهار بردگي و بندگي از روي ميل و رغبت، نمودار كردن حالت شيفتگي و سرسپردگي نسبت كسي يا چيزي. بر اين اساس، اگر كسي شيفته و بنده ي مال يا مقام يا شهوت يا ... باشد، او را مال پرست يا مقام پرست يا شهوت پرست يا ... پرست گويند. و اگر كسي چنين حالتي را نسبت به خدا داشته باشد، او را خداپرست گويند. ـ اقسام شرك الف: شرك در خالقيّت: اگر كسي به دو يا چند خالق اعتقاد داشته باشد، دچار شرك در خالقيّت است. ب: شرك در ذات: اگر كسي به دو يا چند ذات مستقلّ اعتقاد داشته باشد، گرفتار شرك ذاتي است. ج: شرك در ربوبيّت: اگر كسي به ربوبيّت استقلالي دو يا چند موجود اعتقاد داشته باشد، دچار شرك در ربوبيّت است. امّا اعتقاد به ربوبيّت غير استقلالي غير خدا، موجب شرك نمي شود. مثلاً اگر كسي اعتقاد داشته باشد كه مادر، به اذن تكويني خدا، فرزندش را پرورش مي دهد، دچار شرك نشده است. يا اگر كسي اعتقاد داشته باشد كه انبياء(ع) به اذن تشريعي خدا، مردم را تربيت مي كنند، باز دچار شرك در ربوبيّت نشده است. چون در ربوبيّت غير استقلالي، مخلوقي كه تربيت مي كند، در واقع وسيله است و تربيت كننده ي حقيقي، خداست. د: شرك در رزّاقيّت: اگر كسي به رزّاقيّت استقلالي دو يا چند موجود اعتقاد داشته باشد، دچار شرك در رزّاقيّت است. امّا اعتقاد به رزّاقيّت غير استقلالي غير خدا، موجب شرك نمي شود. چون مخلوقات مي توانند واسطه در رزق باشند. ر: شرك در الوهيّت: اگر كسي معتقد باشد كه غير از خداي واحد، موجود ديگري را هم مي توان به عنوان اله، ستايش يا نيايش يا پرستش كرد، چنين كسي دچار شرك در الوهيّت شده است. امّا صرف ستودن و نيايش و پرستش يك موجود بدون اعتقاد به خداوندي او، شرك نيست. مثلاً اگر كسي مادرش يا پدرش يا استادش را مدح نمود بي آنكه براي آنها نقش خداوندي قائل باشد، اين كار او موجب شرك نمي شود. يا اگر از كسي طلب نياز نموديم با علم به اين كه او فقط وسيله است و حاجت دهنده ي حقيقي خداست، باز دچار شرك نشده ايم. يا اگر نسبت به كسي اظهار بندگي و شيفتگي و خدمتگزاري كرديم بدون آنكه او را خدا بدانيم، باز دچار شرك نشده ايم. امّا اگر همين كارها همراه با اعتقاد به خداوندي آن موجودات باشد، شرك خواهد بود. مثلاً اطاعت از انبياء، شرك نيست ولي اطاعت مصريان از فرعون، نوعي شرك بود. چون اوّلي با دستور خداست ولي دومي با دستور خدا نيست و همراه با اعتقاد به خداوندي فرعون هم بوده است. تقديس كعبه و ابراز علاقه به مساجد، شرك نيست چون ما براي اينها، نقش خداوندي قائل نيستيم ولي تقديس بتها، شرك است؛ چون برايش نوعي نقش خداوندي قائلند

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
13 + 7 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .