گناه فطرس ملك

من چند بار در مراسم ها این داستان را شنیده ام که زمانی که امام حسین(ع) متولد شدند جبرئیل و دیگر ملائکه برای تبریک به پیامبر(ص) از آسمان به زمین فرود آمدند و در راه به ملکی به نام فترس برخوردند که به دلیل گناهی که انجام داده بود زمان بسیار طولانی بود که از درگاه الهی رانده شده بود و (به دلیل طولانی بودن ماجرا از ادامه داستان صرف نظر می کنم) به برکت امام حسین(ع) بخشيده شد و به درگاه الهی بازگشت. آیا فترس ملک بوده یا موجود دیگری و اینکه اگر ملک بوده کاری که انجام داده گناه بوده یا خیر؟ و اگر گناه بوده با اینکه ما می گوئیم ملک اختیار ندارد و نمی تواند گناه انجام دهد چگونه قابل جمع است؟ و اگر کاری که کرده گناه نبوده پس چه کاری کرده که باعث شده از در گاه الهی رانده شود و اگر فترس ملک نبوده پس چه موجودی بوده و چه کاری انجام داده؟


جريان فطرس در چند روايت از معصوم(ع) روايت شده و در کتب مختلفي نقل شده از جمله در کامل الزيارات ابن قولويه که از کتب معتبر حديث مي باشد (کامل الزيارات، 140).
همچنين در ضمن دعاي مربوط به روز سوم شعبان که شيخ طوسي در مصباح المتهجد از قاسم بن علاء همداني وکيل امام هادي(ع) از امام زمان(عج) نقل کرده است اين جمله آمده است که «وعاذ فطرس بمهده...؛ و پناه آورد فطرس به گهواره او [امام حسين(ع)]... » (مصباح المتهجد، ص 826 - 827).
با اين حال ماجراي فطرس ملک اولا معلوم نيست آنچه در باب ماجراي فطرس آمده واقعيت داشته باشد.
ثانيا معلوم نيست که فطرس از ملائکه مجرد و تام بوده باشد، طبق گفته اي يکي از اساتيد فلسفه(استاد فياضي، در مؤسسه امام صادق(ع)) برخي فرشتگان غير مجرد داريم که در اين عالم خاکي برخي مأموريت هايي دارد.
ثالثا: ممکن است اگر از فرشتگان مجرد و غيرمادي بوده، جزء آناني نبوده که به حد کمال تمام رسيده اند و عصمت کامله دارند، ممکن است جزء همان هايي بوده که ناقص بوده و با توسل به امام حسين(ع) به مقام قبلي و يا بالاتر برگشته است. همان هاي که در جريان خلقت آدم نيز اعتراض کردند، ولي با آگاهي يافتن از «علم اسماء» اظهار پيشيماني کردند.
رابعا: از فطرس معصيتي سرنزد بلکه فقط در حد ترک اولي، خلافي سر زد و آن اين بود که در انجام امر الهي مقداري تأخير کرد و آن را به کندي انجام داد، نه اينکه اصلا نافرماني کرده باشد و معصيتي از او سر زده باشد.
جهت توضيح بيشتر در فرشتگان و فطرس توجه شما را به مطالب زير جلب مي نماييم:
با بررسى آيات و روايات متعدد، مى‏توان ويژگى‏هاى زير را براى فرشتگان برشمرد:
1. موجودات شريف و ارزشمندى هستند كه واسطه بين خداوند متعال و عالم محسوس به شمار مى‏آيند و در همه حوادث بزرگ و كوچك جهان نقش دارند؛ بر هر امرى با توجه به ابعاد و جنبه‏هاى مختلف آن يك يا چند فرشته گمارده شده است، نقش فرشتگان در حوادث و جريان‏ها، اجراى فرمان الاهى و تثبيت آن در جايگاه ويژه‏اش است. قرآن كريم در اين باره مى‏فرمايد: «لا يسبقونه بالقول و هم بامره يعملون؛1 آن‏ها در هيچ سخنى بر خداوند پيشى نمى‏گيرند و مطيع امر خداوندند.»
2. در فرشتگان سركشى و نافرمانى وجود ندارد؛ چون اراده‏اى مستقل از اراده خداوند ندارند تا چيزى خلاف خواست او بخواهند. قرآن در اين مورد مى‏فرمايد:«لا يعصون الله ما امرهم و يفعلون ما يؤمرون؛2 فرمان خداوند را مخالفت نمى‏كنند و امر او را اطاعت مى‏كنند.»
3. فرشتگان، با وجود فراوانى و كثرت، از نظر مقام و درجه مختلفند. برخى برتر از برخى ديگرند و عده‏اى فرمانده و عده‏اى فرمانبردارند. آن كه فرمانده است به امر الاهى امر مى‏كند و فرمان مى‏دهد و آن كه فرمانبر است نيز به دستور الاهى مطيع و فرمانبردار است و همگى در اين ويژگى كه از خود اراده و اختيارى ندارند،
مشتركند؛ چنان كه قرآن مى‏فرمايد: «و ما منّا اِلاّ له مقام معلوم؛3 هر كدام از ما فرشتگان داراى رتبه و جايگاه معين و مشخصى است.»
4. چون كارهاى فرشتگان به امر خداوند و اراده او است و خداوند در همه امورش غالب و چيره است - «و الله غالبٌ على امره؛4 خداوند بر كارش مسلط و چيره است - و هيچ چيز در آسمان‏ها و زمين او را عاجز و مغلوب نمى‏سازد،5 فرشتگان نيز كه فرمانبرداران حق بوده، اراده و خواستى جز اراده و خواست او ندارند و همواره چيره و پيروزند.6
در مورد فطرس كه يكى از فرشتگان الاهى است، روايات متعددى داريم كه مضمون و محتواى آن‏ها يك‏سان است. در روايتى مى‏خوانيم: فطرس فرشته‏اى بود كه گردا گرد عرش الاهى در گردش بود و درباره دستورى از اوامر خداوند كوتاهى و سستى ورزيد. بالش به كيفر اين نافرمانى چيده شد و به يكى از جزيره‏ها تبعيد گرديد. هنگامى كه امام حسين(ع) متولد شد، جبريل(ع) براى عرض تبريك به پيامبر(ص) به سوى زمين فرود آمد و در راه با فطرس ديدار كرد. جبريل(ع) به وى پيشنهاد كرد، براى عرض تبريك و تهنيت، با او نزد پيامبر(ص) برود. هنگامى كه جبريل(ع) او را به حضور پيامبر(ص) برد، به امر پيامبر(ص)، بالش را به بدن پاك امام حسين(ع) ماليد و سلامتش را باز يافت.7
عده‏اى از بزرگان معتقدند، داستان فطرس با آيات صريح قرآن كه ويژگى‏هاى فرشتگان را برشمرده، آن‏ها را بندگان مطيع و كريم و شايسته خداوند معرفى مى‏كند و از هر نوع سرپيچى و نافرمانى پيراسته مى‏داند، سازگارى ندارد؛ پس بايد اين گونه روايات را نادرست شماريم؛ و به فرض درستى‏شان، بدان سبب كه نكته‏اى فراتر از ادراك ما دارند، بايد علمش را به اهلش يعنى اولياى برگزيده الاهى واگذاريم و خود را در فهم آن ناتوان بدانيم.
در مقابل عده‏اى بر اين باورند كه فرشتگان اصناف و درجه‏هاى گوناگون دارند. گروهى مقرّبند و گروهى در درجه پايين‏تر جاى گرفته‏اند. آياتى كه هر گونه نافرمانى و سرپيچى را از فرشتگان نفى مى‏كنند، به فرشتگان مقرب مربوط است. فطرس از فرشتگان مقرب نبود تا از هر نوع سركشى پيراسته باشد؛ به ويژه آن كه تخلّف و سرپيچى فطرس در برخى روايات كندى و سستى ورزيدن خوانده شده كه نوعى ترك اولى است نه گناه. چنان كه پيامبران(ع) نيز درجات مختلف دارند: «تلك الرسل فضّلنا بعضهم على بعض؛8 بعضى پيامبران را بر بعضى برترى بخشيديم.»
عده‏اي از انبياء ترك اولى داشتند؛ ولى جمعى مانند پيامبر بزرگوار اسلام(ص) و خاندان پاكش جز اراده الاهي اراده‏اي نداشتند و حتى از ترك اولي نيز پيراسته بودند. ولي آنچه مي توان احتمال داد اين است كه فطرس يكي از جن ها بود و به خاطر نافرماني گرفتار عذاب خدا شده بود و اين عذاب را به واسطه توسل به كودك تازه به دنيا آمده فاطمه زهرا(س) «حسين» بر طرف ساخت و اگر در مآخذ روايي فطرس را ملك ناميده، مشكلي ايجاد نمي كند چون به اعتقاد ابن عربي، كلمه ملك هم به گروه هاي جني اطلاق مي شود و هم به فرشته هاي متعارف در بين مردم اطلاق مي شود. توجه به اين نكته هم داشته باشيم كه اين روايات اگر صحت داشته باشند، صد در صد داراي معناي درست هستند و اگر صحت نداشته باشند، ديگر مشكلي نيست.
--------------
پى‏نوشت:
1. انبيا(21):27.
2. تحريم(66): 6.
3. صافات(37):164.
4. يوسف(12):21.
5. فاطر(35): 44.
6. ر.ك: الميزان، ج‏17، ص‏12، ذيل آيه اول سوره فاطر.
7. ر.ك: سفينه البحار، شيخ عباس قمى(ره)، ج‏3، ص‏930؛ بحارالانوار، ج‏26، ص‏340، روايت 10 و ج‏43، ص‏243، روايت 8 و ج‏4، ص‏182، روايت 7.
8. بقره(2): 253.