خلقت خداوند

هر چيزي که به اشخاص داده مي‌شود فقط از جانب خداست؟ امکان دهندگي از جانب شيطان هم هست يا خير؟

برخي مثل ثنويون بر اين عقيده اند که موجودات عالم دو گونه اند برخي خيرند و برخي شر و هر کدام از خير و شر نيز مبداء و خالق جداگانه اي دارند و اساس اين اعتقاد و علت گرايش به آن ،اين بوده که آنها فاعل خير را که داراي عالي ترين صفات و کمالات مي باشد برتر از اين مي دانستند که در کار موجودات موذيه وضاره دخالت داشته باشد لذا مبدا ديگري را در عرض خداوند به عنوان فاعل بديها و شرور در نظر گرفته اند ولي حکماي اسلام اين پندار را باطل مي دانند و معتقدند، يک مبداء بيشتر براي عالم هستي وجود ندارد و ثنويه (پيروان زردتشت)که جهان را به دو قسمت نيك و بد تقسيم كرده اند، و وجود بدي ها و شرور را زائد وزيانبار مي دانند و قهراً آنها را نه از خدا بلكه از قدرتي در مقابل خدا مي دانند، و خواسته اند خدا را از بدي تبرئه كنندگرفتار شرک شده اند. در حالي كه مي توان خداوند را مبدأ هر وجود و داراي رحمت پايان ناپذير و حكمت بالغه دانست و به ارادة توانا و قدرت پايان ناپذير او نيز خدشه وارد نساخت و همه چيز را مستند به او دانست و مسئله شروررا نيز به شكل ديگري حل کرد که حل آن در کتب کلامي و فلسفي ذکر شده است . حال ممکن است که کسي گمان کند اهريمن (فاعل شر ) در کيش دوگانه پرستان با شيطان در دين اسلام فرقي ندارد ولي اين طور نيست،و شيطان از نظر اسلام نقشي در آفرينش اشياء ندارد. در اسلام خلقت هيچ چيزي به شيطان نسبت داده نميشود. در اسلام اصلاً چنين انديشه اي وجود ندارد كه در نظام خلقت، موجودات نامطلوبي هست و مي بايست نباشد و چون هست پس از يك موجود پليد ناشي شده است. از نظر اسلام همة اشياء با دست قدرت خداوند به وجود آمده است و هر چه آفريده خوب و نيك آفريده است: « اَلَذي اَحسَنَ كُلً شَيءِ خَلقَهُ»(سجده/7 ) «رَبُنَا الًذي اَعطي كُلً شَيءٍ خَلقَهُ ثُمً هَدي» (طه/50) قلمرو شيطان از نظر اسلام تشريع است نه تكوين؛ يعني شيطان فقط مي تواند فرزند آدم راوسوسه كند وبه گناه تشويق كند، شيطان بيش ازحد دعوت كردن، سلطه وقدرتي بر انسان ندارد : «وَ ما كانَ لِيَ عَلَيكُم مِن سُلطانٍ اِلا اَن دَعَوتُكُم فَاستَجَبتُم لي». (ابراهيم/22) وسوسة نفس اماره وشيطان ، شرط اختيار و انتخاب و انسانيت انسان است . همان طوري كه دعوت به خير هست والهامات خير هست، بايد وسوسة شر هم باشد تا انسان يكي از ايندو را «انتخاب» كند وگامي در راه انسانيت كه راه انتخاب واختيار است بردارد . به قول مولانا: درجهان دوبانگ مي آيد به ضد// تا كدامين را تو باشي مستعد//آن يكي بانگش نشور اتقيا // و آن دگر بانگش نفور اشقيا//
شيطان ويا جن درقرآن در عرض موجودات طبيعي است نه درعرض ملائكه و فرشتگان. ملائكه از نظر قرآن رسولان و ماموران پروردگارند و در نظام آفرينش كارگزاري مي‎كنند، ولي جن و شيطان هيچ نقشي دركار خلقت ندارند، ازاين جهت مثل موجودات زميني مي‎باشند و كار انها فقط دعوت به بدي است نه اجبار به بدي .
پس در اين جهت ترديدي نيست كه قرآن كريم خالق و آفريننده هر چيزي را خدا مي‎داند. همانطوري كه خدا را مبدا حيات مي‎داند و مي‎گويد حيات به دست خداست، او را مبدا و منشا موت (همان كه ما او را بدي مي‎دانيم) نيز مي‎داند «يُحْيي وَ يُميتُ»(بقره/ 258)نه اينكه خداوند زنده ميكند، يك چيز ديگري هست كه ديگر مربوط به خدا نيست و او مي‎ميراند. يا مثلاً: «وَ اَنَهُ هَوَ اَضحَكَ وَ اَبكي وَ اَنَهُ هَوَ اَماتَ وَ اَحيي» (نجم/44 ـ 43 )اوست كه مي‎خنداند يا موجبات سرور را فراهم مي‎كند و هم اوست كه مي‎گرياند يا موجبات گريه و ناراحتي را به وجود مي‎آورد. «اَلَذي خَلَقَ المَوتَ وَ الْحَيوهَ لِيَبلُوَكُمْ اَيٌكُمْ اَحسَنُ عَمَلاً» (مُلك/2 ) خدايي كه هم مرگ را آفريد و هم زندگي را آفريد. «وَ لَنَبْلُوَنَكُمْ بِشَيءٍ مِنَ الْخوفِ وَ الجوعِ وَ نَقصٍ مِنَ الاَموالِ وَ الاَنفُسِ وَ الثَمَراتِ وَ بَشِرِ الصابرينَ» (بقره/156)شما را تحت آزمايش قرار مي‎دهيم به نقصها و كمبودهائي در ناحيه مال يا در ناحية جان به انواع مختلف. «اَلْحَمْدُ اللهِ الَّذي خَلَقَ السَّمواتِ وَ الاَرضَ وَ جَعَلَ الظُلُماتِ وَ النورَ» انعام/1 سپاس خدايي را كه آفريننده آسمانها و زمين است و قرار دهنده نور و ظلمت. اين جمله «و قرار دهنده نور و ظلمت» معلوم است كه مي خواهد يك عقيده خاصي را نفي كند كه همان عقيده يزدان و اهريمن باشد، كه خدا مبدأ نور است نه مبدأ ظلمت، و مبدأ ظلمت كس ديگري است؛ اين طور نيست، مبدأ همه خداست. پس در اين جهت ما نبايد ترديد داشته باشيم كه،فكر ثنوي در قرآن وجود ندارد .1
ذكر يك نكته لازم است كه هر چند شيطان در كار خلقت و تدبير خلقت دستي ندارد اما در چهارچوب اذن و اراده الهي ( مانند كارهايي كه ديگر موجودات انجام ميدهند مثلا نيشي كه مار و عقرب مي زنند و نوعي تصرف محسوب مي شود ) شيطان مي تواند به بعضي از فساق و فجار ( در عوض انجام گناهان بزرگ) به صورت محدودي بعضي از قدرت ها را بدهد . اين قدرت اعطاء شده از جانب شيطان ضرري براي ديگران ندارد . همان طور كه خداوند اين قدرت محدود را به بعضي از موجودات ديگر مثل جن هم داده است كه البته همه اين ها در سايه اذن و اراده الهي است نه خارج از اذن او .
1 - ر. ک : ـ خدمات متقابل اسلام و ايران / استاد مطهري /ص 235ـ 230

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 15 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .