خلقت انسان

انسانهاي قبل ازحضرت آدم (ع)

آياانسانهاي قبل ازحضرت آدم پيامبر،كتاب ومعاد داشته اند ؟اكنون كجاهستند؟آيادربرزخند؟

پرسشگر محترم با سلام و تشكر از ارتباطتان با اين مركز.دراين رابطه رواياتي مطرح شده است. مثلا امام باقر(ع) به جابر بن يزيد مي گويد: گويا تو گمان مي كني كه خداوند فقط اين عالم را آفريد و بس و همچنين گمان مي كني كه خداوند بشري غير از شما نيافريده است؟ آري به خدا قسم خداوند هزار هزار عالم و هزار هزار آدم آفريد و تو در آخر اين عالم ها و آدم ها هستي . برخي از انديشمندان اسلامي بر اساس اين روايات معتقدند كه آدم(ع) نخستين انساني نبوده كه گام بر روي كره خاكي نهاده است، بلكه قبل از او انسان هاي ديگري بوده اند كه به دلايل نامعلومي نسلشان منقرض گشته است .

چرایی خلقت انسان در دنیا

چرا خدا مارا دردنيا قرارد تا اين همه سختي بكشيم وگناه كنيم خدا كه بندگانش رادوست داره خب مي گذاشت در بهشت زندگي كنيم ؟

براي پاسخ به اين سوال لازم است ابتدا هدف افرينش انسان روشن شود تا اینكه معلوم گردد این هدف در چه جایگاهیی و با چه شرایطی امكان تحقق داشته و دارد . بنابر با دانستن هدف و ویژگیهای خلقت انسان پاسخ به سوالات شما نیز روشن میشود:
هدف آفرينش انسان
از نظر قرآن جهان آفرينش بيهوده خلق نشده است؛ بلكه تمامى اجزا و عناصر آن براى هدف و غرض مشخصى خلق شده‏اند. در آيات زيادى از قرآن به هدفدارى آفرينش جهان و آدميان اشاره شده است؛ از جمله:

تعارض نظريه تکامل با قرآن

آيا داروينيسم (تکامل تدريجي) با متن مقدس قرآن در تعارض است؟ اگر اين گونه است اين تعارض چگونه رفع مي شود؟

نظريه تكامل (Evolution) رويكردهاي گوناگوني را در ميان زيست شناسان (Biologists)، فيلسوفان علم (Philosophers of Scicnce) و عالمان ديني (Religious sclolars) برانگيخته است. اين نظريه از بدو پيدايش تاكنون مراحل متعددي را پشت سر گذاشته و همواره مورد نقد و اصلاحاتي واقع شده كه اهم آنها عبارتند از:
(1) لاماركيسم، (2) نيولاماركيسم، (3) داروينيسم، (4) نيوداروينيسم، (5) موتاسيونيسم.

افراد ناقص ‏الخلقه

اين که موجودات ناقص مخلوق موجود کامل اند آيا موجود ناقص حتما برای نقص خود بايد علتی داشته باشد که آن علت موجود کامل يعنی خدا باشد؟ چرا نقص نشانه نياز است؟ فرض من اين بود که موجودی برتر ممکن است وجود داشته باشد که بخواهد ما را عذاب کند و شما خواهيد گفت که اگر چنين موجودی وجود داشته باشد نقص دارد. چرا نقص دارد؟ خواهيد گفت چون عملش نشان دهنده نياز است. چرا؟ و بعد خواهيد گفت مخلوق است چون نياز دارد چرا هر نيازمندی يا ناقصی مخلوق است؟ نمی شود موجود ناقص از اول همين جور بوده باشد معيار ما برای ناقص يا کامل بودن موجود يا نياز او با اين عقل محدود چيست؟

ناقص بودن يعني در وجود محتاج غير است ووجود مال خود او نيست ما در وجود خودمان ملاحظه مي کنيم که خودمان هيچ کاره ايم کسي ما را ايجاد نموده وتدبير امور ما بدست اوست .ما نبوديم بود شديم وبعد از مدتي از دنيا مي رويم اگر وجود مال خود مابود هميشه مي مانديم.
يک. کامل مطلق بودن» واجب‏الوجود، از خود مفهوم «واجب‏الوجود» استفاده مى‏شود. توضيح آنكه: واجب‏الوجود بايد كمال مطلق باشد؛ چرا كه اگر ناقص باشد، معنايش اين خواهد بود كه نسبت به يك كمال يا كمالاتى، حالت امكانى دارد. به بيان ديگر، ذات او، فاقد يك صفت كمالى است. آن گاه بايد گفت: ذات واجب‏الوجود، واجد يك سرى كمالات و فاقد بعضى از كمالات ديگر است.

نظريه داروين

تضاد نظريه داروين را با خلقت انسان اينکه در قرآن گفته شده انسان در بهشت آفريده شده اما نظريه داروين گفته سير تکاملي انسان در زمين است توضيح دهيد.

آنچه از ظاهر آيات و روايات استفاده مي شود اين است كه خلقت انسان مستقيما از خاك بوده است وهيچ ربطي به موجودات قبل از خود ندارد و از موجودات قبل از خود پديد نيامده است. در حالي كه فرضيه داروين با اَشكال مختلفي كه تقرير شده است مدعي است كه همه موجودات زنده در يك روند تكاملي از موجودات قبل از خود منعشب شده اند. مثلا مدعی هستند که جدّ انسان و شانپانزه يك نوع حيوان بوده كه در دو شرايط متفاوت به دو صورت تكامل يافته است.
فرضيه تكاملِ انواع ، به طور كلّي فاقد خصوصيّات يك نظريه تجربي است. چون يك نظريه علمي – تجربی بايد دارای خاصیت آزمايش پذيری ، پيش بيني كنندگی و ابطال پذيری باشد.