موت

حقيقت مرگ

لطفاً درباره مرگ و حقيقت آن، مرا راهنمايى كنيد .

قرآن كريم از مرگ با عنوان «توفّى» ياد كرده است.[1] اين واژه در لغت، به معناى «گرفتن چيزى به طور تمام و كمال» است؛ به عبارت ديگر در زبان عربى، هر گاه كسى چيزى را به كمال و تمام و بدون هيچ كم و كاستى دريافت كند، از اين كلمه استفاده می شود. [2]
قرآن می فرماید:
«اللّه  يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِى لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِى قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمّىً »؛ [3]

شهادت و اجل

آيا فردي كه شهيد مي شود مرگ خود را به جلو مي اندازد يا خير؟ يعني قرار بوده است در همان لحظه بميرد ولي شهيد مي شود.

shahadaat.jpg
اجل بر دو گونه است: اجل حتمي ؛ كه قابل تغيير نيست. و اجل معلّق كه وابسته به عوامل مي باشد.
خداوند متعال مي فرمايد:«وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَكَ عَلَيْها مِنْ دَابَّةٍ وَ لكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ : و اگر خداوند مردم را بخاطر ظلمشان مجازات مى كرد، جنبنده اى را بر پشت زمين باقى نمى گذارد؛ ولى آنها را تا زمان معيّنى به تأخير مى اندازد.

ترس از مرگ

من هرلحظه از مرگ ميترسم واز اون فراري ام.وقتي كه تنها هستم ميترسم و نميتونم كاري كنم،فقط يه گوشه ميشينم ومنتظر ميشم تاهمسرم بياد.مدت طولاني اي هست كه نميتونم تنها توي خونه باشم.ميشه راهنماييم كنيد؟

با تشكر از شما پرسشگر گرامي ، كه مسئله خود را با ما در ميان گذاشتيد ، اميدوارم كه بتوانم پاسخي راهگشا و مفيد خدمت شما ارائه نمايم .
در رابطه با اين موضوع كه بيان داشته ايد از مرگ مي ترسيد ، لازم به ذكر است كه اصولا ذات آدمي كمال طلب است و به دنبال هستي و زندگي ابدي مي باشد و از نيستي و نابودي و فنا شدن ، بيزار است . به همين دليل از قديمترين ايام، بشر در جستجوي چيزي به نام «اكسير جواني» بوده است، و براي آن افسانه ها به هم بافته، و آرزوها در دل پرورانده است .

حقيقت مرگ‏

لطفاً درباره مرگ و حقيقت آن، مرا راهنمايى كنيد.
Maad05.jpgقرآن كريم از مرگ با عنوان «توفّى» ياد كرده است‏ . اين واژه در لغت، به معناى «گرفتن چيزى به طور تمام و كمال» است؛ به عبارت ديگر در زبان عربى، هر گاه كسى چيزى را به كمال و تمام و بدون هيچ كم و كاستى دريافت كند، از اين كلمه استفاده مى‏شود.

حرکت انسان به سوی تکامل

سلام خسته باشيدانسان دردنيا بدن مادي خود را ازدست ميدهد دربرزخ بدن مثالي خودرا ازدست خواهدداد بهمين ترتيب بگونه اي كه بنظر انسان در مسيرنابودي كامل است مثلااگرگفته شودانسان به مرتبه وجودي خواهدرسيدكه ميتوانددر يك ان هم در دنيا باشد وهم در برزخ باشدوهم در اخرت وهم در مافوق ان باشدبسيار قابل توجه است مثل پيامبراين مراتب را درمعراج طي كردنداما اينگونه كه پيش ميروديعني انسان درمسيري است كه بترتيب ظهوري از وجودش را ازدست ميدهدابتدا ماده سپس مثال وغيره يعني همان كه در ابتدا گفتم يعني انسان در مسيرنابودي ومحوشدن است باتشكر ازشما خدانگهدار

جريان دقیقا برخلاف آنچیزی است كه در سوال مطرح فرمودید سیر انسان به شوی تکامل است نه نابودی .

از جمادی مردم و نامی شدم وز نما مردم ز حیوان سر زدم

مردم از حیوانی و آدم شدم پس چه ترسم من ز مردن کم شدم؟

لحظه ی دیگر بمیرم از بشر تا بر آرم از ملائک بال و پر

بار دیگر از ملک پرّان شوم آنچه اندر وهم تو ناید آن شوم

شاید بتوان با اطمینان گفت که سیر تحوّل و تکامل انسان ، یعنی مراحل گوناگون حرکت از خاک به افلاک و از آنجا به عرش و سپس به ملکوت و آنگاه پیوستن به حقیقت مطلق و یگانه شدن با اصل خویش، کامل و واضح در این چهار بیت مثنوی بیان گردیده است.