ضرورت دین

چـــرا دیــــن؟

چرا باید دین داشت؟ دین چه فواید و کارکردهایی دارد؟

اساسي‌ترين پرسش انسان درباره دين اين است كه دين چه فايده و چه لزومي دارد؟ چرا بايد ديندار بود؟ رابطه دين و انسان چگونه‌ رابطه‌اي است؟ آيا زندگي بدون دين امكان‌پذير است و در اين صورت، ديني زيستن بهتر است يا زندگي منهاي دين؟ پس از روشن شدن چرايي و ضرورت دين اين سئوال پديد مي‌آيد كه آيا مي‌توان به هر ديني پاي‌بند؟ آيا همه اديان با هم برابرند و گزينش هر ديني كاملاً شخصي و سليقه‌اي است؟ يا در ميان اديان موجود حق و باطل، نيك و بد يا خوب و خوب‌تر وجود دارد و لاجرم و به حكم خرد بايد برترين را برگزيد؟ در گام سوم، براي يك مسلمان يا كسي كه به اسلام دعوت مي‌شود اين سئوال پديد مي‌آيد كه آيا دين برتر همان اسلام است؟ كدامين دليل پشتيبان اين مدعاست و چگونه مي‌توان آن را با سنجه‌هاي عقلي آزمود؟ اكنون بر آنيم كه به ياري خداوند با رعايت اختصار به بررسي پرسش‌هاي يادشده بپردازيم.

ضرورت دينداري

دين در زندگي ما چه کاري بايد انجام دهد که معقول و مقبول باشد؟

در ابتدا بايد خاطر نشان کرد که وظيفه و هدف اصلي دين هدايت و راهنمايي انسان به سوي سعادت ابدي و جاودانه است ، هر چند يکي از ويژگي هاي دين اسلام توجه به حيات اين جهاني و ارائه رهنمودهايي در اين باره است اما همانطور که گفته شد دين برنامه زندگي و حرکت به سوي خالق و آفريدگار عالم هستي است. به عبارت ديگر ، هدف دين هدايت و راهنمايي انسانها به سرمنزل مقصود و قرب الهي و سراي ابدي است و دين اسلام در اين مورد ديني كامل و جامع است و توان برآورده سازي تمام نيازهاي انسان در پيمودن اين راه را دارد.

فلسفه تكليف

با اينکه ما مي دانيم خداوند رحمان و رحيم است پس فلسفه تکاليفي که از ما مي خواهد، چيست؟ چرا از ما تکليف مي خواهد؟


خدا بی نیاز مطلق است و از کسی چیزی نمی خواهد ؛ لذا از ما هم تکلیف نمی خواهد بلکه او تکلیف را برای ما می خواهد ؛ به تعبیر دیگر، خدا به ما راه نشان می دهد ؛ « إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً ـــــ ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد(و پذيرا گردد) يا ناسپاسی کند » (الإنسان:3).
دین نقشه ی وجود انسان کامل است ؛ و خدا این برنامه را به ما داده تا اگر خواستیم با آن خود را بسازیم ؛ و اگر خود را با این برنامه نساختیم وقتی پرده ها کنار رفت خواهیم دید که انسان نیستیم بلکه حیوانیم که در دنیا قیافه ی انسانی داشتیم.

فلسفه دين ،کمال انسان

راستش يه روز معلممون تو كلاس پرسيد: ما چرا دين داريم؟ بعد خودش جوابشو داد ولي من قانع نشدم مي گفت چون انسان وقتي دين داره كامل مي شه من گفتم شايد يكي نخواد كامل شه خيلي ها هستن دين ندارن ولي زندگي خوبي دارن پس چرا مي گن با دين آدم كامل ميشه؟

در ابتدا گفتني است هر پديده اي براي کاري ساخته شده و به سوي نقطه اي در حرکت است که اگر براي کار مناسبش به کار گرفته شود و يا به نقطه مطلوبش برسد مسير خردمندانه را طي کرده است. به طور مثال قلم براي نوشتن است و استفاده پيچ گوشتي از آن نامناسب است و گوشت و ميوه براي خوردن وانرژي پيدا کردن انسان است و راکد ماندن و عدم استفاده از آن منجر به فساد و گنديدگي آن مي شود و آب رودخانه ها نيز بايد جريان يابد و به استفاده صحيح برسد و به حرکت خود ادامه بدهد تا به دريا برسد. در غير اين صورت راکد و بدبو مي شود. از اين رو اگر آب ايستا و بدون حرکت بود براي هر خردمندي علامت سؤال خواهد بود.

نياز به دين و دین راستین

چگونه مي توان به حقّانيّت ديني پي برد و دانست که پيامبر آن دين دروغين نيست؟ آيا از روي گفته هاي پيامبر؟ در اين صورت اگر ما آن قدر عاقل باشيم که خوب و بد را بفهميم ديگر چه نيازي به پيامبر است؟ و اگر نفهميم ديگر چه ميزاني براي يافتن حقّانيّت پيامبر داريم؟

حقانيت يك دين در گرو سه امر است: 1. بنياد الهى، 2. تحريف نشدن كتاب آسمانى آن، 3. نسخ نشدن توسط شريعت الهى پسين.
براى شناخت آنكه يك دين واقعاً چنين بوده و همه ويژگى‏هاى فوق را دارد روش‏هاى مختلفى وجود دارد:

يك. بنياد الهى‏
اصل الهى بودن يك دين از راه‏هاى زير قابل بررسى است:
1-1. آموزه‏هاى دين؛ با مراجعه به آموزه‏هايى كه هر دينى براى خود دارد - چه اين آموزه‏ها در قالب كتاب مقدس باشد يا گفتارهاى پيامبر آن دين - مى‏توان پى برد كه آيا يك دين، واقعاً دين حق الهى است يا خير؟